X
تبلیغات
آثار چکاوک (دکتر سید علی موسوی سنگلاخی)
       قله ی ایورست                                     کابل ۲۱ / ۸ / ۱۳۹۱

شادمان از فتح ایورست،

با تلسکوپ خیال،

نردبانم عشق بود.

ستاره ای دیدم.

ونوس نبود،

مهر وماه هم نبود ،

هرگز ! او از جنس خدایان آسمانی نیست .

لبخند می زند،

اشاره می کند،

بسویش فرا می خواند،

و گاهی غزل های عاشقانه می سراید.

خیره شدم  - مستقیم - به یاسمن دیدگان کبودش

فرشته نبود - که انسان بود-

عصیانگر وخشمناک،

گندمگون وهوسناک،

و خاکیی خاکی ؛

از لبانش شهوت می بارید.

چشمانش برق می زد.

از دیوار اندیشه می گذشت.

تا اعماق دل می رسید.

ومن  - چون ذره سرگردان ـ

در پرتو فلوروسینس،

در طوفان رادیو اکتیو،

به پرتگاهی برخوردم ؛

پایم لغزید - افتادم -

به زمین شدم،

از بسترم هنوز بوی برف می آمد . - عطر احتراق -

و انگار پریسای من به سراپرده اش رفته بود.

روزها گذشت ...

و ماه ها وشاید سالی .

به کوتاهی یک ر‌ویا،

به درازی عمر شگوفه های گل سرخ.

نامش را نمی دانم.

می گویند : غنچه ایست ترک نا خورده از شعاع خورشید!

با ناهید شانه می زند!

خیلی بلند تر از قله ی خیال من ؛

قله‌ی ایورست .

مخدره خانم بیرون بیا !

ستاره ها صف بسته اند:

ثریا ، سهییل ، اعضای هییت پروین و...

به امتداد کهکشان راه شیری،

اینجا من - در آخر خط - روی زمین -

هوم لند مادری ات،

تا شاید باز ؛

برق چشمان آن آبی،

مرا از قله ی ایورست  - نه -

از قله ی زندگی ،

از یک عمر رویای شبانه،

پایین اندازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1391ساعت 9:36  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                مخدره خانم

جلوه هایت بی شمار و چهره ات پنهان چرا؟

گاه سر تا پا حجاب و  گاه  تن عریان چرا ؟

       تا گذشتم از کنارت غرق در دریای شرم

       پرزه بارانم نمودی پیش اغیاران چرا ؟

خوب می دانی که با جان می خرم کالای عشق

اینقدر  بازار تیزی با  خریداران   چرا   ؟

        " نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم "

       دیگر اکنون با جوانان ناز کن  پیران چرا ؟

خود مرا چون کودکی بردی بپای قند خویش

گوشمالی می دهی این کودک نادان چرا ؟

          کس ندیده در جهان این گونه بازی با کسی

        اشتهای خوردن و گفتن مخور! اینسان چرا ؟

شهریارانند   میدان دار  بزم شـــــعر   چون ؟

موسوی را کس نمی ماند درین میدان چرا ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1391ساعت 9:21  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
   

                                               اساسات داخله‌ی اطفال                    

                                             مآخذ: مبانی طب کودکان نلسون

                                              و اساسات طب اطفال گهی 

                                            مرتب : دکتر سید علی     موسوی                                      

                                              کابل ، سال 1391 خورشیدی

1

مراحل رشد اطفال

.Prenatal periodمرحله قبل از ولادت 

-Ovum تخمه from o to 14 days.
-Embryoرشیم from 14 days to 9 weeks.
-Fetus  جنینfrom 9 weeks up to birth.

2.Perinatal period مرحله نزدیک به ولادت          

from 22 week of gestation to 7 days after birth.

3.Postnatal periodمرحله بعد از ولادت 

-Newbornنوزاد first 4 weeks after birth.
-Infant شیرخوار first year of life(1m to 12m )
-Toddler نوپا ( from 1 to 3 years )
-Preschool child پیش مکتبی ( from 3 to 6 years )

     

4.School age child مرحله مکتب

-From 6 to 10 years(girls)  6 to 12 years(boys)

5.Adolescence مرحله نوجوانی

-  From 10 to 19 years.

 

       نوزاد طبیعی : نوزادی  است  که  در هفته  های 37  الی  42  سن  بارداری  

       ولادت یافته  قد و وزن آن طبیعی  و دارای   صدک رشد مناسب         ( بین 90 – 10پرسنتایل ) و در دقیقه یک و پنج بعد از ولادت         اپگار سکور آن بالاتر از 8  بوده هیچگونه  بیماری  و نواقص        ولادی  یا کسبی  نداشته و کاملا  سالم  و صحتمند باشد.

صدک رشد : عبارت از میزان رشد جنین از نظر وزن گرفتن در طول حیات داخل رحمی می باشد که به سه گونه است:

 یا صدک رشد مناسب (بین 90-10 پرسنتیال)                      AGA  یا صدک رشد بلند  ( بالاتر از90 پرسنتایل)    LGA

یا صدک رشد پایین ( کمتر از 10 پرسنتایل) SGA

در صدک رشد مناسب وزن نوزاد در هفته 40حاملگی 3.5- 2.5 کیلوگرام است.                      

    

  معیار ارزیابی سلامتی کودک بعد از تولد است که در دقایق یک و پنج در اتاق زایمان صورت گرفته ، شامل ارزیابی تنفس ، قلب ، قوای  عضلی ، رنگ جلد و عکس العمل یا واکنش های نوزاد می باشد. 

برای هر یک از این معیارات به نوزاد نظر به وضعیتش صفر، یک ، و دو نمره داده شده و اپگار طبیعی باید بالاتر از 8 باشد.

 دو (2)      

   یک (1)    

    صفر (0)    

     معیارات     

خوب (جیغ زدن)

آهسته وغیرمنظم

ندارد       

تنفس      

بالاتر از100  

کمتر از100  

ندارد      

حرکات قلب  

گلابی     

تنه گلابی ،نهایات کبود       

کبود      

رنگ جلد    

دست وپا زدن 

قبض اندک  

شُل و بی حرکت

تحرکیت     

گریه سرفه عطسه

قواره کردن  

ندارد      

عکس العمل  

نوزاد زنده : نوزادی است که بعد از جدا شدن از مادر علایم زندگی چون تنفس ،ضربان قلب ، نبضان سروی و حرکت عضلات ارادی

در او موجود باشد.

نوزاد مرده : نوزادی که علایم زندگی در او به مشاهده نرسد و یا نوزاد که کمتر از20 هفته سن بارداری عمر و بالاتر از500 گرام  وزن

داشته باشد.

نوزاد رسیده : نوزادی است که هفته های 42 -37  سن حامالگی  یعنی 293 - 259  روز را در رحم مادربه اتمام رسانیده باشد.  

نوزاد نارس : نوزادی که قبل از 37 هفته (259 روز) سن حاملگی تولد شده باشد.

نوزاد دیررس: نوزادی  که بعد از 42 هفته (294 روز) سن حاملگی یا بیشتر از آن تولد یافته باشد.

نوزاد کم وزن : نوزاد که وزن زمان تولد آن کمتر از 2500 گرام باشد.

درصورت که وزن نوزاد در زمان تولد کمتر از 1500گرام باشد بسیار کم وزن و درصورت که کمتر از1000 گرام باشد بی نهایت کم وزن گفته می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 12:41  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

                                            معاینه و ارزیابی نوزادان 

ظاهرعمومی : در معاینه باید ظاهرعمومی نوزاد ارزیابی شود.علایم مانند سیانوز، لرزش پره های بینی، فرورفتن عضلات بین قبرغه ای و نالش بیانگر بیماری ریوی است . آغشته بودن بند ناف ، ناخن ها و پوست به مکونیم نشانگر دسترس تنفسی و احتمال به وجود آمدن آسپایریشن نومونیا است. کیفیت گریه ، شُل بودن عضلات و اپنی نشانه هایی برای ارزیابی دستگاه تنفسی محسوب می شود.

علایم حیاتی : بررسی نشانه های حیاتی در نوزادان لازمی است. تعداد ضربان قلب (160- 120فی دقیقه)  و  تعداد تنفس (60-30فی دقیقه) می باشد. درجه حرارت بدن معمولا بار اول از مقعد و دفعات بعد از زیر بغل اندازه گیری می شود. معاینه فشار خون اغلب در نوزادان بیمارانجام می شود. برعلاوه قد ، وزن و دورسر باید اندازه گیری شود.  

 

پوست : پوست باید از نظر رنگ پریدگی ، خون آلودبودن ، زردی ، سیانوز ، آغشته بودن به مکونیم و بثورات جلدی بررسی شود. پوست به وسیله موهای

لانوگو پوشیده شده که با اتمام دوره بارداری ازبین می رود.

صدر و بطن : تعداد وعمق تنفس ، فرورفتن عضلات بین قبرغه ها  یاجناغ  و صداهای تنفسی باید معاینه شود. رال های تنفسی یک الی دو ساعت بعد از تولد ازبین می رود.  کم شدن یا از بین رفتن صداهای تنفسی در یکطرف مطرح کننده نوموتوراکس ، کولاپس ریه ، ایفوژن  و فتق حجاب حاجز است.

سوفل های قلبی در اتاق زایمان و طی روز اول زندگی شایع اند. اختلاف فشارخون در اندام فوقانی و تحتانی بیشتر از 20-10 ملی متر ستون سیماب مطرح کننده کوارکتیشن ابهر است.

کبد ممکن است 2 سانتی متر زیر لبه ی  قبرغه راست قابل لمس باشد در حالیکه نوک طحال کمتر لمس می شود.

در نوزاد رسیده بیضه ها در اسکروتوم چین دار نزول می کند . تورم اسکروتوم ممکن است به علت فتق ، هیدروسل گذرا ، تورشن داخل رحمی بیضه ها و به ندرت توسط مکونیم رد شده و یا پریتونیت باشد.اعضای تناسلی جنث مؤنث  به طور طبیعی ترشح شیر مانند وسفید به همراه رگه های خون از مهبل داشته که به علت محرومیت از هورمون های مادری است.

 

وزن :

وزن طبیعی زمان تولد 3.5 - 2.5  کیلوگرام ، از دست دادن اندک وزن در چند روز اول وبازگشت به وزن اول در روزهای 7 و 8 ،دو برابرشدن وزن در 4 -5 ماهگی و سه برابر شدن آن در یک سالگی .

 

قد : در زمان تولد 50 سانتی متر ، در یکسالگی 75 سانتی متر ، در 3 سالگی 90

 سانتی متر ودر4 سالگی دوبرابرشدن قد زمان تولد.

دورسر : 35 سانتی متر در زمان تولد و معمولا کمتر از 50 سانتی درتمام کودکان

فورمل وزن اطفال :  تایکسالگی = عمربه ماه + 9 تقسیم 2

 از 6 – 1سالگی = دوچند عمر +8        از12-6سالگی=دوچندعمر+10

میانگین قد(به انچ) :

برای دختران  : قد پدر + قد مادر تقسیم 2 منفی2.5

برای پسران   : قد پدر + قد مادر تقسیم 2 جمع 2.5

هایپوترمی وسیانوز 

کبود بودن دست ها وپاها و صورتی رنگ بودن بقیه بدن در اتاق زایمان شایع و معمولا طبیعی یا از اثر هایپوترمی است که بنام اکروسیانوز یاد می شود. اما در سیانوزمرکزی تنه ، غشاهای مخاطی و زبان کبود گردیده که در سندروم دسترس تنفسی ، سپسس و امراض سیانوتیک قلبی شایع است و زمانی به وجود می آید که 5-4 گرام هیموگلوبین دی اکسیژن گردد. سیانوز با تجویز سریع اکسیژن رفع می شود.

نوزاد تازه به دنیا آمده معمولاَ از محیط گرم 37 درجه رحم به محیط نسبتاَ سرد 25-20 درجه بیرون قرار گرفته یک مقدار حرارت را از دست می دهد و در معرض هایپوترمی قرار می گیرد. آسیب شدید ناشی از سرما در نوزاد  به صورت اسیدوز ، هایپوکسی ، هایپوگلایسیمی ، اپنی ، برادی کاردی ،خونریزی ریوی و کبود شدن رنگ پوست تظاهر می یابد .

درمان هایپوترمی شدید احیاء و گرم کردن سریع سطوح داخلی و خارجی است ، اما در اکثر نوزادان با خشک کردن سریع ، پیچانیدن با لباس گرم ، چوشانیدن وتماس نزدیک با مادر و گرم کردن خارجی توسط گرم کننده تشعشعی یا انکوباتور از هایپوترمی جلوگیری می شود.

 زنجیرگرم چیست؟ 

Normal temperature……………………….  =   36.5 - 37℃

Mild hypothermia ………………………….  =   36 - 36.5℃

Moderate hypothermia……………………   =   32 -  36 ℃

Severe hypothermia………………………..   =   < 32℃

1. Warm delivery room( > 25 ℃ )

2 .Warm resuscitation

3 .Immediate drying

4 .Skin to skin contact (kangaroo technique)

5 .Breastfeeding

6 .Careful bathing

7 .Appropriate clothing and bedding

8 .Mother and baby nursed together

9 .Warm transporting


علایم خطر در نوزاد
 
}Poor feeding
}Poor activity
}Convulsion
}Central cyanosis
}Apnea or rapid respiration
}Fever or cold to touch
}Jaundice to palms/soles
}Diarrhea and persistent vomiting
}Abdominal distension
}No moconium - 24h   No urine – 48h
}Superficial infection
}Bleeding from any site
}Poor weight gain

 

رفلکس های نوزاد 

}Sucking , Rooting and Swallowing reflexes which will be strong at 34 week.

}Grasp reflex which baby grasp the finger of examiner and close on it. This reflex will be   disappears at 12 weeks.

}Moro  reflex  ( disappears at 12 weeks )
}Glabellar  tap ( present after 32 weeks )
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 12:32  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

 
                                   آسفیکسی و احیای مجدد نوزادان
 
}Asphyxia is characterized by progressive hypoxia , hypercapnia , hypoperfusion and acidosis.

بیماری های جنینی ، داروهای که درطول زایمان برای کاهش درد مصرف  می شوند ، موجودیت جسم خارجی مانند مکونیم ، مایع امنیوتیک  ، اگزودات عفونی  وکمبود سورفاکتانت  ممکن است منجر به تبادل هوایی ضعیف در زمان تولد ، هایپوکسی و آپنی شود. نوزادان بسیار نارس با وزن کمتر از 1000 گرام ممکن است قادر به متسع کردن ریه های شان  حتی در غیاب پتالوژی های دیگر نباشند. بررسی اپگار سکور روش بسیار مناسب جهت ارزیابی نوزاد از نظر نیاز به احیا است که دردقایق یک وپنج پس از تولد صورت می گیرد.

چهارپایه احیای مجدد
 
}T-  temperature(baby drying and heat source)
}A-  airway  ( suction of mouth and nose )
}B-  breathing  (O2 by bag and mask or ET tube)
}C-  circulation( chest compression and drugs)

 

     قدمه اول نشانگرتأمین حرارت ، خشک کردن وگرم نگهداشتن نوزاد است

}     قدمه دوم بیانگرتأمین  راه هوایی باز بوسیله سکشن نمودن می باشد
}     قدمه سوم تأمین تنفس نوزادی که دچارآپنی است ویا سیانوز دارد با تهویه          مصنوعی واکسیجن 100فیصد می باشد.تهویه با کیسه هوا وماسکی به اندازه      مناسب که دهن وبینی کودک را گرفته اما چشمان اورا نپوشاند  بار فی دقیقه       صورت می گیرد.
}    قدمه چهارم بیانگر گردش خون وماساژ قلبی و تطبیق ادویه است. ماساژ قلبی     به سرعت 120 فی دقیقه  یعنی 3 ماساژ و یک تنفس صورت می گیرد.         

معمولا از چهار دارو در احیای مجدد استفاده می کنند :

1ـ اپینفرین (1:1000) به مقدار0.3- 0.1 ملیلیتر فی کیلوگرام وزن بدن  از

راه ورید نافی یا لوله تراشه تجویز می گردد.

2ـ سودیم بای کاربونات به مقدار 2 میلی اکولانت فی کیلوگرام وزن بدن به

نسبت 1:1  با نارمل سالین توسط انفیوژن وریدی تجویز می شود.

3ـ افزایش دهندگان دوران  که جهت افزایش حجم  و بهبود پرفیوژن از نارمل سالین یا رینگر لاکتات به مقدار 10 ملیلیتر فی کیلوگرام  وزن بدن تطبیق می شود.

4ـ نالوگزان در صورت موجودیت تاریخچهِ استعمال ادویه نارکوتیک ضد درد نزد مادر به مقدار 0.1 ملیگرام فی کیلوگرام وزن بدن وریدی داد می شود.     ( در اطفال مادران معتاد و عدم تهویه با اکسیژن مضاد استطباب است.)  

احیای مجدد

 

}Clear of meconium?
}Breathing or crying?
}Good muscle ton?
}Color pink?
}Term gestation?

If answer was “Yes”  the baby does not require any active resuscitation and routine care should be provided, but if answer was “ No” go ahead in another step of resuscitation.

( نگاه به نمودار )                              

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 12:26  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

                                   زردی یا یرقان نوزادی

تعریف :

افزایش ماده‌ی زردرنگی بنام  بیلی روبین درخون وناتوانی کبد در اطراح آن بنام زردی یا یرقان یاد می گردد. 

میکانیزم تولید بیلی روبین:

بیلی روبین در اثر کتابولیزم هموگلوبین در سیستم ریتیکولواندوتیلیال تولید می شود چنانچه با پایان عمر کرویات سرخ خون در طحال هیموگلوبین به آهن ، کاربن مونوکساید و بیلی وردین تجزیه شده و در نتیجه آهن دخیره و کاربن مونوکساید توسط ششها اطراح می گردد ، اما بیلی وردین توسط انزایم بیلی وردین ریدکتاز به بیلی روبین تبدیل وبه جگر سرازیر می شود .یک گرام هیموگلوبین 35 میلی گرام بیلی روبین تولید می کند . نوزادان درمقایسه با بزرگسالان 2 تا 3 برابر بیشتر(10- 6 )میلی گرام بیلی روبین فی کیلو گرام وزن بدن در یک شبانه روزتولید می کنند که به علت بالا بودن مقدار کرویات سرخ خون و عمر کوتاه آن (90 – 70 روز ) است .

 
  انواع بیلی روبین

بیلی روبین حاصل ازکتابولیزم هیموگلوبین بنام بیلی روبین غیرکونژوگیت یا غیر مستقیم یادشده در چربی قابل حل بوده و برای دستگاه عصبی مرکزی سمی است و چون در آب حل نمی شود دفع آن توسط صفرا مشکل است و برای اینکه در آب حل شود بیلی روبین غیرکونژوگیت در محل های مخصوص با البومین وصل می شوند اما با اشباع شدن محل های اتصال البومین مقادیر اضافی آن می تواند وارد دستگاه عصبی شوند. طوریکه گفته شد این نوع بیلی روبین برای دستگاه عصبی سمی است و افزایش آن تا  20 ملی گرام در خون باعث بیماری وخیم بنام  کرنیکتیروس  نزد نوزادان می گردد.

اما بیلی روبین وصل شده با البومین سپس در حجرات کبد از البومین جدا ومتصل به پروتین  وای لیگاندین  می گردد ودراین وقت بنام بیلی روبین کانژوگیت یا مستقیم یاد گردیده که در آب قابل حل بوده و می تواند  توسط صفرا و کلیه دفع گردد .

    زردی فزیولوژیک نوزادان

افزایش بیلی روبین غیرمستقیمِ غیرکونژوگیت در خون در دوره‌ی مقدم 

نوزادی بنام زردی فزیولوژیک یادگردیده که این افزایش به علت زیاد

بودن توده کرویات سرخ خون و کوتاه بودن عمرشان به وجود می آید.

حداکثر افزایش بیلی روبین غیرمستقیم در نوزادان فول ترم در روز سوم

به وجود آمده تا 12 ملی گرام می رسد اما در نوزادان پری ترم دیرتر و در روز پنجم ظاهرشده تا 15ملی گرام می رسد.

حالات ذیل نشانگر زردی غیرفزیولوژیک یا مرضی است:

1- زردی که در روز اول تظاهر بیابد.

2- سرعت بالارفتن بیلی روبین بیش از 5 ملی گرام در ساعت باشد.

3- مقدار آن در نوزاد فول ترم بیشتر از13 ملی گرام باشد.

4- جزء مستقیم آن بیشتر از 1.5 ملی گرام باشد.

5- کمخونی و هیپاتوسپلینومیگالی(بزرگ شدن کبد وطحال) وجود داشته باشد.

درسندروم کریگلر- نجار و بیماری ژلبرت به نسبت فقدان انزایم گلوکرونیل ترانسفراز نیز بیلی روبین غیر مستقیم افزایش یافته وممکن سبب کرنیکتیروس گردد . تغذی با شیر مادر نیز در بعضی نوزدان ممکن سبب هایپربیلی روبین ایمیا غیرکونژوگیت گردد واحتمالا در شیر مادر ماده ای وجود داشته باشد که از کونژوگیت شدن بیلی روبین جلوگیری می نماید.

زردی در روز اول همیشه پتالوژیک است که باید علت زمینه ای آن مانند هیمولیز ، خونریزی داخلی ویا عفونت بررسی شود.زردی بعد از هفته دوم نیز پتالوژیک بوده نشان دهنده‌ی هایپربیلی روبین ایمیای مستقیم است.

زردی در نوزاد زمانی قابل مشاهده است که غلظت بیلی روبین به 10- 5 ملی گرام برسد. زردی فزیولوژیک در نوزادان خود به خود رفع گردیده و نیاز به تداوی ندارد ، اما اگر شدید باشد وازقرص صورت تجاوزوبه صدر نیز رسیده باشد با بررسی مقدار بیلی روبین مستقیم وغیر مستقیم ،گروپ خون ،تست کومبس، شمارش کامل خون و اجزای آن  وسمیر خون باید تداوی فوری آغاز گردد تا بیماربهبود یافته وبه طرف کرنیکتیروس نرود. 

      5mg/dl=     اگر زردی تمام صورت را فراگرفته باشد

     10mg/dl=   اگرتمام صدر را تا ناف دربر گرفته باشد

     12mg/dl= اگر زردی تا  زانوی نوزاد  رسیده  باشد

     15mg/dl =           اگر زردی تا بند پای نوزاد رسیده  باشد   

      >15mg/dl=    اگر به کف دست وپا هم رسیده باشد

یرقان فزیولوژیک اگر شدید نباشد و به مرحلهِ پیشرفته تر  نرسیده باشد به جز از زردشدن رنگ جلد اعراض وعلایم خاصی ندارد ،     مگراینکه سبب تشویش مادران  می گردد و باید نوزاد ارزیابی شده وازسلامتی کودک به مادر اطمینان داده شود.  

 هایپربیلی روبین ایمیای مستقیم
 

طوریکه گفته شد زردی مستقیم یا کانژوگیت با افزایش بیلی روبین مستقیم بیش تر از 2 ملی گرام فی دیسی لیترتعریف میگردد که هرگز فزیولوژیک نیست ، ولی برای اعصاب نوزاد سمی نمی باشد و نشاندهنده‌ی بیماری یا آسیب سلول های کبد است. برای تشخیص بایدسطح انزایم های کبدی چون (الکالین فاسفتاز ، گاما گلوتامیل ترانس پپتیداز، الانین امینوترانسفیراز و آسپارتیت امینوترانسفیراز ) ، کشت های باکتریایی و ویروسی ، سونوگرافی کبد و گاهی بیوپسی کبد انجام شود.

وجود ادرار تیره و مدفوع کمرنگ به همراه زردی بعد از هفته دوم زندگی به شدت مطرح کننده‌ی اترزی صفراوی است.     علت این نوع زردی همچنان می تواند  کلستاز ، عفونت ، هیپاتیت ، اترزی و یا سپسس باشد که درمان اختلاطات آنها اختصاصی می باشد.

 
  کرنیکتیروس

چنانچه گفته آمد بیلی روبین غیرمستقیم غیرکونژوگیت محلول در چربی وبرای دستگاه عصب مرکزی درحال تکامل سمی وچون غلظت آن زیاد شده و از ظرفیت اتصال البومین فراتر رود به علت محلول بودنش در چربی از سدخونی مغزی عبور نموده برسلولهای مغزرسوب می نماید و عملکرد سلولهای عصبی را مختل می کند و بیماری را نزد نوزادان بنام کرنکتیروس به وجود می آورد.میزان بروزکرنکتیروس با افزایش سطح بیلی روبین بالاتر از 25 ملی گرام افزایش می یابد ودرصورت وجود سپسس ، نفریت ، همولیز، آسفیکسی ،هایپوکسی،هایپوترمی ، هایپوگلایسیمی و زودرس بودن نوزاد در غلظت های زیر 20 ملی گرام نیز دیده شود . نوزادان بسیار نارس با وزن کمتر از هزارگرام حتی با غلظت های بیلی روبین زیر 10 ملی گرام فی دیسی لیتر نیز دچار کرنکتیروس می گردند. زودترین تظاهرات بالینی آن شامل ضعف، هایپوتونی ،تحریک پذیری ، تغذیه و رفلکس موروی ضعیف ،گریه با صدای نازک و استفراق میباشد. اعراض و علایم کرنکتیروس را در سه مرحله شرح داده اند .  (نگاه به صفحه بعد )

کرنیکتیروس
 
}Clinically Kernicterus is described in 3 phases which may progress over 24 hours to 7 days:

}Phase 1 : poor sucking ,lethargy , hypotonia , and depressed sensorium.

}Phase 2 : fever , hypertonia progressing to opisthotonus.

}Phase 3 : high pitch cry , convulsion , death .  

 تداوی زردی نوزادان 

فوتوتراپی : روش مؤثر و معمولا بی خطربرای کاهش بیلی روبین غیرمستقیم است . با حداکثر تابش نور (آبی و سفید)  با طول موج  425  تا  475 نانومتربیلی روبین به ایزومیرهای که محلول در آب هستند تبدیل وبه آسانی از صفرا دفع می شود. شروع فوتوتراپی در نوزادان فول ترم غلظت بیلی روبین به سطح 18-16 ملی گرام  اما در نوزادان  پری ترم سطح پایین تر می باشد

تعویض خون : در نوزادان که سطح بیلی روبین شان به شدت بالا است ویا درمعرض کرنکتیروس قرار دارد انجام می پذیرد.( به طور کلی اگر سطح بیلی روبین معادل 10 درصد وزن تولد بر حسب گرام باشد) تعویض خون از طریق یک کتیتر ورید نافی صورت گرفته مقدار آن 160 ملی لیتر فی کیلو گرام وزن بدن می باشد.( دو چند حجم نورمال خون که 80 ملی گرام  فی کیلوگرام وزن بدن در اطفال است)

داروها :  گاهی  برای  کاهش بیلی روبین  غیر مستقیم از فینوباربتال  نیز استفاده  می شود که چندان اثر مهم ندارد.

          ( عوارض و اختلاطات این روشها مدنظر باشد)

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 12:22  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

                                       تغذیه با شیر مادر

شیر انسان غذای ایده آل ، برتر و ویژه برای شیرخواران است و تنها منبع غذایی در 6 ماه اول زندگی شیرخوار محسوب شده ، مصرف آن تایکسالگی وتا زمان که به آن تمایل وجودداشته باشد توصیه می شود. مصرف شیر مادر دارای مزایای زیاد برای شیرخوار ، مادر و جامعه است.

1- برای کودک : تغذیه با شیرمادرمیزان بروز یا شدت اسهال ، بیماری های تنفسی، التهاب گوش متوسط ، باکتریمی، مننژیت و انتروکولیت ، اگزیما و بروز الرژی غذایی را کاهش می دهد. دارای انتی بادی های محافظتی دربرابر باکتری ها و ویروس ها می باشد و نیازی به گرم شدن ندارد وبه طور کلی عاری از مایکروارگانیزم ها است.

2- برای مادر : در مادرانی که تجربه شیر دادن دارند میزان خطر کمتر خونریزی پس از زایمان ، طولانی شدن دوره امینوره کاهش خطر سرطان تخمدان و سرطان پستان و اوستیوپروز دیده می شود. تهیه‌ی آن آسان ، اقتصادی و همیشه آماده است و از نظر روحی برای کودک ومادر اهمیت دارد.

برای جامعه :  اقتصادی است ، کاهش هزینه ها و کاهش مراقبت ازکودکان بیمار را در پی دارد ، از بروز امراض جلوگیری می کند  ودر تعلیم و تربیت اطفال مهم می باشد.

}ترکیب شیر مادر
Calories   67kcal
}Proteins   1.1 g
}Lactose    7.0 g
}  fat         3.5 g
}Sodium     0.9mEq
}Potassium 1.4mEq
}Calcium     35 mg
}Phosphorus 15mg
}Iron       30-50Mg
}Zink         120 Mg
}Vit A          60 Mg
}Vit C          5.2mg 

تغذیه انحصاری با شیر مادر

کولستروم (فله) مایعی با پروتین زیاد وچربی کم است که طی چند روز اول بعد از زایمان به صورت مقادیر اندک تولید می شود.  فله تا حد زیادی دارای ارزش تغذیوی است اما خصوصیات ایمونولوژیک  وتکامل دهنده آن اهمیت بیشتر دارد.

 زنانی که نخستین زایمان شان را تجربه می کنند در روز سوم پس از زایمان قبل از اینکه شیر خارج شود دچارتراکم شیر در پستان ها ، حساسیت نوک پستان وسفت ودردناک شدن بنیه آن شده و درجه حرارت بدن مادر ممکن است اندکی افزایش یابد. درین حالت بهترین درمان  تقویت جریان شیر مادر است .

کافی بودن شیر مادر را می توان از طریق میزان دفع ادرار و مدفوع شیرخوار ارزیابی نمود. شیرخواری که هایدریشن مناسب دارد 6 تا 8 بار می کند. در هر نوبت ادرار کردن پوشک شیرخوار شیرخوار باید تر وادرار باید بی رنگ باشد. طی روزهای 5 تا 7 مدفوع شُل زردرنگ باید حداقل 4 بار در روز دفع شود . ظاهر مدفوع ممکن است بدون شکل ، زرد و دانه دانه باشد و والدین احساس می کنند که نوزاد آنها شاید دچاراسهال شده باشد . نوزاد باید در روز 10 به وزن هنگام تولد خویش باز گردد. تعداد متوسط دفعات شیردهی طی هفته های اول زایمان 8 تا 10 بار در روز  می باشد.

مشکلات شایع شیردهی

 تندرنس پستان ، تراکم شیر در پستان وترک خوردگی نوک پستان شایع ترین مشکلاتی است که مادران شیرده با آن مواجه اند. به کاربردن کامپرس گرم یا سرد بر روی پستان قبل از شیردهی و دوشیدن شیر بوسیله دست یا پمپ کردن مقداری شیرموجب تسکین  درد مادر شده و به دهان گرفتن نوک پستان را توسط شیرخوار آسانتر می سازد. اقدامات حمایتی عبارتند از شیردهی در دوره های کوتاه تر ، شروع شیردهی با پستان که درد کمتر دارد ، خشک شدن کامل نوک پستان بعد از شیردهی در اثرهوا واستفاده از کرم لانولین بعد از هربار شیردهی.

درد شدید پستان و ترک خوردگی معمولا از اثر شیردهی به شیوه نادرست به وجود می آید.    در صورت به وجود آمدن علایمی نظیر تب لرزه و احساس کسالت ماستیت (التهاب پستان) مدنظر باشد.درمان آن شامل تنخلیه مکرر و کامل پستان وتجویز انتی بیوتیک است. درینحال شیر دادن نباید قطع شود اما ماستیت درمان ناشده می تواند به آبسه پستانی پیشرفت کند. در صورت تشخیص آبسه درمان آن شامل برش ودریناژ ، تجویز انتی بیوتیک وتخلیه منظم پستان است. حتی در چنین شرایط مادر می تواند شیردهی را از پستان سمت دیگر ادامه دهد.

مضاد استطباب شیردهی عبارتند از :

مادر آلوده به ایدز ، سل فعال ، سفلیس ، واریسیلا ، هرپس پستان و گالاکتوزایمیا

هر داروی که برای درمان مادر تجویز می شود ،معمولا می تواند بدون آثار جانبی از طریق شیر مادر دریافت شود . اما تجویز تعداد اندکی  از دارو ها 

مضاد استطباب مطلق است که عبارتند از :

 داروهای رادیواکتیو ، انتی میتابولیت ها ، لیتیوم  و  داروهای ضد تایرویید.

در مورد داروهای ممنوع و مفرح و داروهای خیابانی ، همچنان الکل ، نیکوتین وکافیین به مادران باید هشدار و آگاهی داد .

تغذیه با شیر خشک

شیر خشک گاو : یکی از غذاهای جاگزین شیر مادر ، شیر خشک غنی شده با شاهن است که به رشد کافی اگثر شیرخواران کمک می کند و به گونه ای طراحی شده که مشابه شیر انسان باشد. باچنین شیر خشکی نیاز به هیچ نوع مکمل ویتامینی یا مواد معدنی  بجز از فلوراید پس از  ماهگی وجود ندارد . شیر خشک تهیه شده از شیر گاو ترکیبی از شیر گاو حل شده در آب وبدون چربی یا مخلوطی از شیر گاو بدون چربی و پروتین کازیین یا اب پنیر بدون الکترولیت است. کاربوهایدریت این نوع شیر معمولا لاکتوز است اما انواع بدون لاکتوز ( لاکتوز فری ) آن نیز وجود دارد.

شیر خشک سویا :   درشرایطی که عدم تحمل به دلیل  واکنش های ایمنی نسبت به پروتین های شیرگاو وجود داردشیرخشک های تهیه شده ازپروتین

جایگزین شیر خشک تهیه شده از شیر گاو می شوند. هرچند درصدی از کودکانی  که نسبت به پروتین شیر گاو الرژی دارند به  پروتین  سویا نیز حساس می باشند. شیرخشک سویا را می توان در افراد گیاه خوار و جهت درمان گالاکتوزایمیا و عدم تحمل اولیه یا ثانویه لاکتوز مورد استفاده قرار داد .

شیر خشک درمانی : شیرخشک های درمانی به منظور درمان اختلالات هضم وجذب ویا حساسیت بیش ازحد نسبت به پروتین شیرمادرطراحی شده اند. منبع اصلی  نایتروژن  این شیرخشک ها  کازیین یا  آب پنیر هایدرولیز شده در ترکیب با امینواسیدهای انتخابی است.این شیرخشک ها به صورت اختصاصی  برای بیماران مبتلا به الرژی به  پروتین تهیه شده اند. محتوای کاربوهایدراتی این شیرخشک ها متغیر بوده اما همه آنها فاقد لاکتوز بوده ودر برخی ازآنها گلوکوز و نشایسته  وجود دارد.

  غذای کمکی

تغذیه کمکی با غذاهای نیمه جامد تقریبا در6 ماهگی پیشنهاد می شود. در این سن شیرخواری  که منحصرا  با شیر مادر تغذیه  شده به  منبع مکمل مواد مغذی نظیر پروتین آهن و روی (زینک) نیاز دارد. تقریبا در 6 ماهگی دستگاه گوارش  شیرخوار به  بلوغ  می رسد  و شروع غذاهای مکمل خطری ندارد. چاشنی های نظیر نمک ،مرچ و  ترشی نباید به غذای شیرخوار علاوه شود . ازدادن غذاهای که باالقوه ممکن است با احتمال بالایی موجب ایجاد الرژی شوند ( مانند  ماهی ، بادام زمینی ، آجیل ، لبنیات  و تخم مرغ ) مخصوصا اگر سابقه خانوادگی از الرژی غذایی وجود داشته باشد به شیرخوار پرهیز گردد. عسل به دلیل خطر بوتولیزم شیرخواران نباید قبل از یک سالگی  به شیرخوار داده شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 12:14  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
من كيستم؟

كي بودم من

كنون من كيستم ياران

و آخر سرنوشتم چيست؟

در دهِ افشار،

در يك كلبه­ي خاكي

در كابل؛

كه شهر روزهاي آفتابي بود

و مملو

از عمارت ها و برج عاج­ها

و اهرم­هاي قدرت؛

و من­هاي بزرگ و كوچك بازار

و زالوهاي خون آشام

          ثروتمند و بي­مايه

 

اما داستان من

قصه­ي مولود خوش اقبال نيست

من از جنس شما هر گز نبودم

از نژاد برتر

       كاكل زري­هاپليد هيج

از شهر شلوغ نامداران!

 

من از يك كوچه­ي بينام مي­آيم

كه در پاي كتاب شهر داري

نقشه­اش را كويه خورده

 

كلبه­ي فرسوده­ي ما؛

در كنار رود ناپيداي

                باران بود

كه هراز چندگاهي

               سيل مي­آمد؛

و هست و بود ما را

با خس و خاشاك مي­بلعيد

 

خانه­ي خاموش ما؛

دور از هياهوي زمان بود

ولي مملو ز عطر خاك و خاكستر

و لبريز از شعاع عشق؛

هنگاميكه مادر گريه مي­كرد

سحر نزديك فرياد افق

ستونش از غريو باد مي­لرزيد 

گاهي برف نجوا مي­نمود

گاهي قطره­هاي سرد شبنم

                 جيغ مي­زد

نه از آن گنبد آبي

كه از سقف اتاق زادگاه من

 

براي اولين فرزند محبوبش

مادر را به زايشگاه بردند.

به خط خيره تر از پانوشت دفتر تاريخ

 

دريك دستبند زنگ خورده

پرستارميانسال

كه اندوه دلش را

با لب پرخند­ه  پت مي­­كرد،

مي­انگاشت:

«نوزاد شماره 20»

يكهزاروسه صدوپنجاوهفت

سوم آبان قرن چارده

و فردايش

به گوشم داد مي­زد كوكب صبح

الله اكبر،

و خوراك نخستم

خاك خون آلود بود

و قبل از آشنايي با خودم

با چار نام آشنا

      چارچوب زندگي ام نقش بست

الله،

   محمد،

       علي و حسين

و از آن روز دانستم

كه اين يك وارث آدم

مرا تا بي نهايت

            مي­كشد با خود.

                                                       کابل 15/10/1388

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 12:6  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

                                                        عمومیات هستالوژی
  تعریف هستاوژی
هستالوژی دانشی است که به صورت عموم از انساج یا بافتهای بدن بحث می کند. ازدو کلمه یونانی گرفته شده:
}Histology  =  histo + logos   ------- Tissue

1-General Histology

2-Systemic Histology

با تمام علوم حیاتی ارتباط دارد و زیربنای دانشهایی چون  

فزیولوژی (تنکردشناسی ) وپتالوژی (آسیب شناسی) است.

  اتم – مالیکول – حجره – نسج – عضو – دستگاه – انسان 

 
  ترکیب حجره

 1- آب 85 % ( توسط مواد غذایی و تعاملات کیمیاوی )  

  2- پروتین 10% (امینو اسیدها و پولی پپتیدها )                

3- شهم 2% ( فسفولیپید ، کولسترول ، گلایگولیپید )      

- قندها 1% ( مونوسکراید ،دای سکراید، پولیسکراید) 4

( DNA, RNA 5- نوکلیک اسید 1% (

  وظایف حجره
}Absorbtion جذب
}Productionتولید
}Storage ذخیره
}Excretionاطراح
}Movementحرکت
}Grouth نمو
}Reproductionتکثر
}Adaptionتوافق
}Reactionعکس العمل
}Defenceدفاع
 
}Cellحجره / سلول  
}Tissue  بافت / نسج
}RNA (ribonucleacacid)
}DNA(deoxyribonuleacacid)
}Endocytosisدخول به حجره 
}Exocytosisخروج از حجره  
}Phagocytosis  بلع   
}Pinocytosisنوشیدن  
}Membraneغشاء / پرده 
}Diffusionانتشار   
}Active transportانتقال فعال     
}Lysis انحلالیت   
}Hypertrophy  or  Hypotrophyافزایش یا کاهش در حجم 
}Hyperplasiaافزایش در تعداد  
}Hypertonic or Hypotonic or Isotonic  غلیظتر  یا  رقیقتر   یا  مساوی در غلظت LM مایکروسکوپ نوری ساده       EM   مایکروسکوپ الکترونیک پیشرفته

ساختمان حجره

حجره ایوکاریاتیک(خوب) ازدوقسمت هسته وسایتوپلازم ساخته شده  سایتوپلازم متشکل از غشای حجروی وارگانلها یعنی عضوهای حیاتی کوچک چون مایتوکاندریا ، رایبوزوم ، لایزوزوم ، جهازگلجی ، اندوپلازمیک ریتیکولم و... است.  همچنان سایتوپلازم از انکلوژنها (مواد غیر حیاتی ، رنگها و مواد ذخیروی) و سایتوزول یا ماتریکس سایتوپلازم (مایعی که  ارگانلها و انکلوژنها  در آن شناور اند ) ساخته شده است.                                                                                        

غشای حجروی

غشای حجروی سایتوپلازم را احاطه کرده محتوی داخل حجره را از محیط خارج جدا می سازد.غشاء قابلیت نفوذیه انتخابی داشته از دو طبقه پروتین و یک طبقه شحم ساخته شده است. نفوذ مواد ازغشاء به میکانیزم های ذیل است: 

1- انتشار(مربوط به غلظت وبدون مصرف انرژی )      

2- انتقال فعال (برخلاف غلظت توسط پروتین های حامل وبا مصرف انرژی صورت می گیرد )                   

3- انتقال کتلوی که مواد داخل کیسه وذریعه اندوسایتوز واگزوسایتوز انتقال می یابند.   اندوسایتوز  متشکل از دو عملیه  فاگوسایتوزس یا (بلعیدن )و پینوسایتوزس یا(نوشیدن)  می باشد.

  وظایف غشای حجروی

} 1- تثبیت حدود خارجی حجره
} 2- تبادله مواد با میکانیزم های ویژه
} 3- ارتباط و اخذ انگیزه توسط آخذه ها
} 4- شناسایی حجرات مثلا در پیوند اعضاء
} 5- اتحاد حجرات و ایجاد انساج مخصوص
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 11:29  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

 

ارگانل های حجره

 مایتوکاندریا : ساختمانهای قایق مانند بوده سطح خارجی آن لشم و سطح خارجی آن دارای چین خوردگی ها می باشد. مایتوکاندریا نیروگاه (سیلو) حجره است که انرژی کیمیاوی را به انرژی قابل استفاده حجروی تبدیل و به شکل آ.تی.پی. ذخیره می کند واز این انرژی برای فعالیت های حجره استفاده می شود.                                                             رایبوزوم : ذرات کوچک و متحدالشکل اند که پروتین را سنتیز نموده در فعالیت ، تکامل و انکشاف حجره اهمیت دارد. به سه شکل است:

1- شکل آزاد به صورت دانه دانه و جدا از همدیگر

2-  به شکل پولی رایبوزوم ورشته های تسبیح که دانه ها بهم وصل اند.

3- رایبوزوم های که برسطح غشای هسته و اندوپلازمیک ریتیکولم         درشت چسپیده اند.                                        

اندوپلازمیک ریتیکولم

به دو گونه است : یکی اندوپلازمیک ریتیکولم درشت که به صورت کیسه ها بوده در سطح خارجی آنها رایبوزوم ها جا داشته و وظیفه آن تولید ، ذخیره و انتقال مواد پروتینی است و دیگری اندوپلازمیک ریتیکولم صاف که از تیوپ های نامنظم که سطح شان لشم و فاقد رایبوزوم است ساخته شده در تولید لیپید ، سترویید وغیر سمی ساختن

ادویه به شمول الکول نقش دارد.  

   جهازگلجی : کیسه های متعدد بوده که به طور فشرده بروی همدیگر قرار دارند. کیسه ها لشم و منحنی شکل بوده دارای یک سطح مقعر و یک سطح محدب میباشند. وظیفه جهاز گلجی انتقال پروتین از اندوپلارمیک ریتیکولم درشت به جهاز ،غلیظ ساختن مواد، بسته بندی و تصنیف پروتین ها  و تغیر محصولات تهیه شده می باشد .

لایزوزوم

آرگنل های کروی شکل اند که حاوی تعداد زیاد انزایم ها بوده توسط غشاء از سایر اجزای حجره تجرید شده و دارای وظایف ذیل است:     1. هتروفاژیا  که طی آن مواد بیگانه از محیط خارج حجره توسط اندوسایتوزس گرفتار و توسط انزایم های لایزوزوم تخریب می گردند.  2. اوتوفاژیا  یا خودخوری که درین عملیه لایزوزوم مواد غیر مفید داخل حجره را هضم می نماید.                                              3. انحلال بنفسه یا اوتولایزس که غشای لایزوزوم پاره شده محتوی داخل حجره را حل می کند.                                                بصورت کلی لایزوزوم رول جهاز هاضمه را درحجره بازی نموده در فقدان انزایم های آن امراض مختلف مانند بیماری ذخیروی گلایکوجن به وجود می آید.( تراکم گلایکوجن وبزرگ شدن کبد)

هسته

هسته جزء اساسی و ثابت حجره بوده برای فعالیت های حجره عنصر ضروری پنداشته می شود. معمولا هر حجره یک هسته دارد ، اما حجرات دو هستوی مثلا در قلب و حجرات چندین هستوی مثلا در عضلات مخطط اسکلیتی وجود دارد.

شکل هسته اکثر کروی بوده اما  گاهی هموار، بیضوی و کلیه مانند نیز می باشد.

وظیفه هسته : هسته دارای  (دی. ان. اِ   و  آر. ان. اِ ) بوده در فعالیت های پروتین سازی،انقسام حجروی وانتقال خواص ارثی سهم می گیرد.

هسته تعداد معین کروموزوم ها را ( 23جوره ) که دارای ساختمانهای کوچک

بنام  ژن است از حجره مادری به حجره دختری انتقال می دهد.

ساختمان : هسته در مرحلهِ انترفیز دارای 4 ساختمان یعنی غشای هستوی ، نوکلیوپلازم(ماده نیمه مایع) ، هسته چه و کروماتین است اما درمرحله انقسام غشای هستوی وهسته چه ناپدید شده و کروماتین به کروموزوم مبدل می گردد.  

سیکل حجره

سیکل حجره عبارت ازدومرحله استراحت وانقسام سلولی است که به صورت متناوب وپیهم در حجره رخ می دهد .  این دو مرحله عبارتند از :

1- مرحله انترفیز : مرحله بین دو مایتوزس بوده حالت استراحت حجره تلقی شده واز آمادگی حجره جهت مایتوزس حکایت می کند.

2- مرحله مایتوزس : درین مرحله حجره مادری به دو حجره دختری تقسیم شده ، طوریکه ابتداء کروموزوم های حجره مادری دوچند شده (92 دانه) سپس به عین تعداد واوصاف(46 دانه) به حجرات دختری انتقال می یابند. مایتوزس یک صفحه دوامداراست که اضافه تراز2.5 ساعت را دربر گرفته دارای 4 مرحله ذیل است.

الف : مرحله پروفیز که 1.5 ساعت طول کشیده سنتریول ها به قطب های حجره مهاجرت می نمایند.

ب : مرحله میتافیزکه 20 دقیقه طول کشیده کروموزوم ها انقسام نموده دو کروماتید را ساخته و در صفوف مقابل همدیگر قرار می گیرند.

ج : مرحله انافیز که 4 دقیقه دوام نموده کروماتید ها از همدیگر جداشده درنتیجه 92 کروموزوم به حصول می آید.

د : مرحله تیلوفیز که از45 دقیقه الی یک ساعت را دربرگرفته نشانگر ورود مجدد حجره به مرحله انترفیز است.(هسته،هسته چه وغشای هستوی آشکار میگردند)

انقسام حجروی

حجرات به دوشکل انقسام می نمایند :

1- انقسام مستقیم که طریقه انقسام ابتدایی است یک فرورفتگی در وسط هسته وسایتوپلازم ایجادشده در نتیجه دو حجره جدید پدید می آید.این انقسام در شرایط مرضی مثلا در سرطان ها صورت می گیرد.

2- انقسام غیر مستقیم  که به دو گونه است :

الف : انقسام تکثیری یا سوماتیک  در حجرات جسمی رخ داده ، تعداد کروموزوم های حجره مادری قبل از انقسام دو چند شده و در حجره دختری به تعداد مساوی تقسیم می گردند.

ب : انقسام تنقیصی یا میوزس که در حجرات جنسی به وقوع پیوسته ، تعداد

کروموزوم ها در حجرات دختری کاهش یافته به 23 عدد تنقیص می یابد.

تصنیف حجرات از نظر انقسام: دریک فرد کاهل سه نوع حجره وجود دارد.

1- حجرات دایمی که هیچگاه انقسام نمی کنند (حجرات عصبی و قلبی )

2- حجرات پایدار که دوره حیات شان طولانی است ( حجرات استخوان )

3- حجرات ناپایدار که دوره حیات کوتاه مدت دارند ( حجرات خون )

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 11:12  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

    آفات نشونمایی حجره

1-ATROPHY  کاهش در جسامت حجره و کوچک شدن حجم عضو

2-HYPERTROPHYافزایش درجسامت حجره و بزرگ شدن عضو

3-REGENERATION ترمیم ساحه تخریب شده توسط تکثر حجرات 

4-HYPERPLASIAتزاید تعداد حجرات یک نسج  

5-APLASIAعدم تشکل حجره یا نسج  

6-METAPLASI     تبدیل یکنوع حجرات به نوع دیگر جهت تطابق 

7-DYSPLASIAتحول جسامت،شکل ونظم حجرات 

8-ANAPLASIAازبین رفتن خصوصیات ساختمانی وظیفوی حجره  

9-NEOPLASIAتکثر غیرطبیعی ، غیر منظم وغیرقابل کنترول حجرات که به دو نوع   سلیم وخبیث (سرطان ) است .                      

 

مایع نسجی

بیش از دو ثلث بدن را آب تشکیل داده است که از دوقسمت ساخته شده است :

 1ـ مایع داخل حجروی  40 فیصد آب بدن را تشکیل داده است 

 2ـ مایع خارج حجروی 20 فیصد آب بدن را تشکیل داده و  به دوبخش تقسیم شده است :

الف : پلازمای خون 5 فیصد

ب  : مایع بین الخلالی 15 فیصد که مسافه بین حجرات را اشغال و در سرتاسربدن منتشربوده وهمین مایع است که بنام مایع نسجی یا مایع بین الحجروی یاد می شود.

تعریف: مایع نسجی یک محلول آبی وشفاف است که مسافه بین حجرات را فرا گرفته و به طور مداوم تجدید می شود.

منشأ:پلازمای خون عروق شعریه شریانی ــ حجم : چهارم حصه حجم مایعات

سیر :  در فاصله بین حجرات   ــــ  جذب : از طریق عروق شعریه وریدی

وظیفه : آوردن عناصرضروری به حجره وبازگردانیدن مواد فاضله به خون

                                     

تبادله مواد بین عروق شعریه و  حجرات

در جهت شریانی :

الف : فشارهاییکه مایع را از عروق شعریه به طرف انساج می راند:

 1ـ فشارهایدروستاتیک خون 30ملی مترستون سیماب.

2- فشار اوسمتیک نسج 10 ملی متر ستون سیماب 10+30=40

ب : فشار هاییکه مانع عبور مایعات ازعروق شعریه به انساج می گردد.

1- فشار اوسموتیک خون 25 ملی متر ستون سیماب .                       

 2- فشار هایدروستاتیک نسج  8 ملی متر ستون سیماب 25+8 =33 ودر نتیجه  با فشار 7 ملی متر مایع به انساج عبور می کند.

در جهت وریدی : فشار هایدروستاتیک خون 16 و فشار اوسموتیک نسج 10 و مجموعه آن 26 که نمی گذارند خون دوباره داخل اوعیه شود اما فشار اوسموتیک خون 25 و فشارهایدروستاتیک نسج 8 و مجموعه آن33 خون را به طرف اوعیه کش می کند ودر نتیجه با فشار 7 ملی متر ستون سیماب دوباره مایع به اوعیه باز می گردد.

                                     

نسج منضم

تعریف :  نسج منضم از جمله انساج چهارگانه‌ی عضویت است که در سراسر بدن منتشربوده حجرات و اعضاء را بهم وصل می نماید.

نسج منضم از عناصر ذیل ساخته شده است :

1- حجرات مانند فایبروبلاست ، ماکروفاژ ، مست سل ، پلازما سل و...

2- ماده بین الحجروی یا ماتریکس که به دو بخش تقسیم شده است.

الف : رشته ها  مانند رشته های کولاژن، الاستیک و شبکوی

ب   : ماده بدون شکل  که مایع شفاف ولزجی است و بیشتر ازیک نوع

         کاربوهیدریت و هیالورونیک اسید ساخته شده است. 

                

                           حجرات نسج منضم 

فبروبلاست :

از معمول ترین حجرات نسج منضم بوده ، حجره بزرگ ودارای استطاله ها است . سایتوپلازم آن آبی و هسته آن بیضوی شکل است.

فبروبلاست حجره خام و جوان بوده حجره‌ی پخته‌ی آن بنام فبروساییت یاد می شود.

فبروبلاست مسؤول تولید رشته ها و ماده بدون شکل است.

سایر حجرات نسج منضم عبارتند از :

مکروفاژ ، مست سل ، پلازما سل ، حجرات شهمی و حجرات خون.

ماکروفاژها :  این حجرات در حقیقت از مونوسایت ها به میان می آید . زمانیکه مونوسایت ها از خون خارج ودر نسج منضم داخل می شوند اوصاف ساختمانی و وظیفوی آنها تغیر کرده ، جسامت شان بزرگ و در سایتوپلازم شان لایزوزوم ها پدید می آید که در این وقت به نام ماکروفاژ یاد می گردند . وظیفه ماکروفاژها بلع و هضم مواد مختلف ازقبیل باکتری ها، بقایای حجروی و کرویات سرخ پیروفرسوده است.

پلازما سل :حجره‌ی بیضوی شکل بوده،هسته‌ی آن موقعیت محیطی دارد. پلازما سل ازلمفوسیت بی بوجود آمده بامعافیت ارتباط داشته ومسؤول تولیدانتی بادی میباشد.

مست سل : حجره بزرگ داری هسته کوچک وبنابر موجودیت دانه های سایتوپلازمیک که هسته را فرا گرفته مشاهده هسته مشکل است.دانه ها حاوی هستامین وهیپارین بوده حجره به کریوه‌ی سفید خون (بازوفیل ) شباهت دارد.

حجرات شهمی : معمولا چند حجره شهمی در نسج منضم وجود داشته ،اما موقعیکه نسج به طور کامل از حجرات شهمی ساخته شده باشد بنام نسج شهمی یاد می شود.

حجرات خون : یک تعداد حجرات از جریان خون و لمف نیز به نسج منضم مهاجرت نموده ،  و وظیفه اساسی آنها در این محل صورت می گیرد.

 ماده بین الحجروی

در نسج منضم حجرات ازهمدیگر به فاصله دور تر قرار داشته و این مسافه توسط ماده‌ی بین الحجروی اشغال گردیده که از رشته ها وماده بدون شکل ساخته شده است.رشته ها به سه بخش تقسیم گردیده است:

رشته های کولاژن : رشته های سفید رنگ ، طولانی ومقاوم اند که در عضویت نهایت منتشر ودرهنگام کشش وزن زیاد را متحمل می شوند.

تولید رشته های کولاژن با ویتامین سی و پیشرفت سن ارتباط دارد.

رشته های شبکوی :  شکل جال مانند یا شبکوی داشته در نواحی که در دفاع سهم می گیرند(مراکزتولید حجرات خون) دیده می شود.

رشته های الاستیک : رشته های اند که به آسانی کش شده و اگر رها  شوند دوباره به حالت اصلی باز می گردند، وظیفه آن تامین ارتجاعیت اعضایی مانند جلد ، ششها و شرایین می باشد.

ماده‌ی بدون شکل :  ماده‌ی بی رنگ ،شفاف ، متجانس ولزوجی است که محیط مناسبی را فراهم ساخته تا مایع نسجی در آن انتشار و تبادله مواد در آن صورت گیرد . با پیشرفت سن مقدارماده بدون شکل کاهش یافته از این روجلد افراد مسن نازک وچین خورده می باشد.

                                               

وظایف نسج منضم 

ـاستناد ، ارتباط ومحافظه بنیاد اسکلیت ـ عبورخون ازطریق نسج منضم

ـ شحم ، گلوکوز ، آب وثلث پروتین  ـ - انتی بادی ،هستامین و رشته ها

ـ تامین زیبایی توسط مواد شحمی

ـ توسط الیاف نسج منضم

ـ تبادله مواد توسط مایع نسجی

ـ مانع نفوذ باکتری ها ، معافیت بدن      وبلع عناصر اجنبی- support

2 – transport

3-storage

4-secretion

    Mast cell , plasma cell , fibroblast

5- cosmetic

6 – repair

7- exchange substance

8- defence

    Hyaluronic acid , Macrophage , plasma cell

  

التهاب :

میکانیزم دفاعی عضویت است و زمانی به وقوع می رسد که نسج زنده توسط عامل تخریب کننده مانند حرارت ، تشعشع ، برودت ، میکروبها و مواد کیمیاوی مورد حمله قرار گیرد.

علایم مشخص التهاب عبارت است از :

(Pain)1- درد

(redness)2- سرخی

(fever) 3- گرمی

(swelling) 4- پندیدگی

(Loss of function)5- نارسایی وظیفوی    

 

                                              نسج عصبی 

 

نسج عصبی به صورت یک شبکه ارتباطی در سراسر بدن منتشر بوده و از نظر نسجی مرکب است از دو جزء:

1- Neuron  نسج عصبی حقیقی  یا  نیورون

2- Neuroglia نسج عصبی بین الخلالی   

نیورون :

نیورون یا حجره عصبی حجرات نهایت تفریق شده بوده واحد ساختمانی و وظیفوی نسج عصبی به شمارمی رود که در مقابل انگیزه ها واکنش نشان داده ،انگیزه ها را اخذ وازیک ناحیه به ناحیه دیگرانتقال می دهد تعداد نیورونها در انسان حدود 14 بلیون تخمین گردیده ، عده ای فعال و عده ای ذخیروی محسوب می شود . جسامت آنها نظر به اکثر حجرات بدن بزرگ بوده   120 – 5  میکرومتر قطر و از نظر طول نیز تا حد اکثر یک متر در عضلات پا می رسد. شکل نیورون ها مختلف بوده و به اشکال مدور، بیضوی ، دوک مانند ، ستاره ای یا منشوری دیده می شوند. از نظر ساختمان نیورون ها به صورت عموم از دو قسمت ساخته شده است :

1- جسم حجره که مرکز تحریک است .

2- استطاله ها که عوامل ارتباطی اند . 

                    

                                   جسم حجره عصبی         

قسمت محجم بوده انگیزه ها را اخذ می نماید و مانند هر حجره دیگر متشکل است از غشاء ، هسته وسایتوپلازم .

ساختمان عمومی غشاء  مانند غشای سایرحجرات بوده اما درمحل اتصال دو نیورون(ساینپس) ضخیمتر است.

هسته نیورون بزرگ وکروی بوده در مرکز حجره جا دارد و اکثر یگانه

می باشد.

سایتوپلازم حجره عصبی به نام نوروپلازم یاد شده ، برعلاوه سایر ساختمان های سایتوپلازمیک نوروفبریل  و نیسل بادی را احتوا می کند. نیوروفبریل به صفت اسکلیت داخلی حجره عمل نموده عامل استوار نگهدارنده است اما نیسل بادی پروتین حجره را افراز نموده به حیث  آر. ای. آر  و رایبوزوم  عمل می کند.

                         استطاله های حجره عصبی

استطاله حجره  یا زواید سایتوپلازمیک رشته های کوتاه یا طویلی اند که از جسم حجره منشاء  گرفته و در حقیقت امتداد حجره بوده بعضا طول آنها چندین  برابر حجره مربوطه می باشد.استطاله ها به دو دسته تقسیم شده اند:( دندرایت واکسون )

دندرایت :

اصطلاح دندرایت به معنی درخت است چون هر قدرازجسم حجره دورتر می گردد ، باریکتر شده ومانند درخت به شاخه ها تقسیم می شود.  سطح خارجی دندرایت ها نامنظم بوده و توسط ساختمان های خارمانند یا برس مانند ستر گردیده که اعضای ساینپتیک به شمار می روند. دندرایت ها برخلاف اکسون  برهنه بوده ، ضخامت نا متجانس دارند. هر حجره چند قطبی یک اکسون داشته در حالیکه تعداد دندرایت های آن متعدد می باشد. دندرایت ها سیاله را به جسم نیورون انتقال می دهد یعنی موصله یا  (آورنده )  بوده و سیر سیاله به طرف جسم  حجره می باشد.

  

اکسون :

اکسون استطاله ای است که از جسم نیورون منشاء گرفته سیاله عصبی را انتقال می دهد. غشای حجروی اکسون را  اکزولیما  و سایتوپلازم  آن را اکزوپلازم  یاد می نمایند که حاوی نوروفبریل و مایتوکاندریا بوده اما فاقد نیسل بادی است. نیورون ها فقط یک اکسون دارند  که قطر و طول  آنها متفاوت است اما اکثرا طولانی اند . به طورمثال طول اکسون نیورون که که در نخاع جا داشته و به عضلات پا منتهی می گردد به 100 سانتی متر می رسد . با وجود آن چون نیورونها دارای دندرایت های متعدد است طول مجموعی دندرایت ها بیشتر از اکسون همان نیورون می باشد.  گاهی  از اکسون شاخه های فرعی یا جانبی به زاویه قایمه جدا می شود اما  بعضا اکسون بدون شاخه فرعی امتداد یافته سر انجام به شاخه هایی  که منظره متورم دارد و بنام  (تیلودندرایت) یاد می شود ختم می گردد. اکسون سیاله هارا از جسم به محیط انتقال داده یعنی مرسله یا ( بَرنده) است و سیر سیاله ها از جسم به طرف محیط است.

پوش های اکسون: اکسون برخلاف دندرایت ها برهنه نبوده بلکه مانند سیم برق توسط دو پوش به نام های  پوش میالین و پوش شوان  ستر  شده اند. اکسون وپوش های آنرا  لیف عصبی یا رشته عصبی می نامند.   پوش ها  وظایف تغذیوی  و محافظتی حیاتی دارند.

انواع نیورون :

نیورون ها از نظر مورفولوژی ، طول اکسون ، وخصوصیات وظیفوی از هم فرق دارند. بادر نظر داشت اوصاف متذکره نیورونها به گروپ های ذیل تصنیف شده است:

ازنظر تعداد استطاله ها :

1- حجرات یک قطبی که صرف یک استطاله یعنی یک اکسون دارد.

2- حجرات دوقطبی: دریک قطب دندرایت ودر قطب دیگر اکسون دارد

3- حجرات یک قطبی کاذب که درحقیقت  دو قطبی اند اما به تدریج استطاله ها تغیر محل داده در یک طرف حجره باهم یکجا می گردد.

4- حجرات چند قطبی: 90 درصد نیورون ها را تشکیل داده دارای چندین دندرایت و یک اکسون می باشد.

ازنظر طول اکسون :

1- گلجی نوع یک : جسم حجره درماده‌ی  خاکستری سیستم عصب مرکزی است .

2- گلجی نوع  دو : جسم  و اکسون حجره در ماده‌ی  خاکستری است.

از نظر وظیفه :

1- حجرات حسی که نیورون های یک قطبی کاذب بوده در خارج سیستم عصب مرکزی جا داشته حجرات موصله اند.

2- حجرات حرکی که نیورون های چند قطبی بوده در داخل سیستم عصب مرکزی قرار داشته حجرات مرسله اند.

3- نیورون های بین البینی : چند قطبی بوده در سیستم عصب مرکزی در مسافه بین نیورون های حسی وحرکی جا داشته وظیفه آن اتصال هر دو نیورون حسی وحرکی می باشد.

حیات عقلی وابسته به نیورون های بین البینی می باشد که به صورت یک ترانسفارمر برقی سیاله را تجزیه ، تحلیل و تقویه نموده و آنرا انتقال می دهد.

باید گفت که نیورون ها هیچگاه انقسام نمی کنند و اگر تخریب شوند دوباره به وجود نمی آیند ، اما استطاله های نیورون در صورت که جسم نیورون سالم باشد مجددا ترمیم می گردند.

 نیوروگلیا :

در اکثر حصص بدن استناد توسط ماده بین الحجروی نسج منضم تأمین می گردد ،  اما   در نسج  عصبی  این وظیفه را نیوروگلیا انجام  می دهد. نیوروگلیا صرف از حجرات ساخته شده ،  با یکدیگر ساینپس نساخته و تعداد  شان  به تناسب  نیورون ها بیشتر است  ( 10:1 ) ولی  چون جسامت شان کوچکتر است تقریبا نصف حجم مجموعی نسج عصبی را تشکیل می دهد.

وظایف:

1-  تولید میالین

2- عملیه فاگوسایتوز

3- استناد نیورون

4-تبادله مواد بین نیورون ومحیط

5-ترمیم

6- پرکردن خلاء های بین نیورونها

7-فضای مساعد بین رگهای خون

8-تغذیه و محافظه

 نهایات عصبی :

استطاله ای که از جسم نیورون منشأ می گیرد پس از طی مسافه ای به نیورون و یا به یکی از انساج دیگر (اپیتیل ، منضم و عضله ) یعنی با اعضای محیطی منتهی می شود که به سه نوع اند:

1- استطاله یک نیورون به نیورون دیگر ارتباط برقرار نموده ساینپس یاد می گردد.

2- استطاله نیورون از محیط به طرف مرکز متوجه ، از نوع دندرایت بوده حسیت را تأمین می نماید.

3- استطاله نیورون از مرکز به طرف محیط متوجه ، از نوع اکسون بوده حرکت را تأمین می نماید.

ساینپس :

از کلمه یونانی گرفته شده ، مفهوم به خود نزدیک کردن یا در آغوش گرفتن را افاده می کند  ولی از نظر تعریف ساینپس محل اتصال وظیفوی  نیورون ها است.

فزیولوژی رشته عصبی :

1- قابلیت تخریش : رشته عصبی در مقابل انگیزه ها از خود عکس العمل نشان می دهد.

2- قابلیت انتقال : عصب تنبیه وارده را در طول عصب انتقال می دهد.

3-صفحه عاصی : عصب بعد از تنبیه برای مدت کوتاه تنبیه ثانوی را نمی پذیرد و این زمان به نام صفحه عاصی یاد می شود.

4- حساسیت : عصب در شرایط مختلف مثلا کمی اکسیژن و بیحس کننده ها به درجات مختلف حساسیت نشان می دهد.

5- قانون تام یا هیچ :  تنبیه  وارده به عصب باید دارای شدت وپوتانسیل کافی باشد تا توسط اعصاب اخذ و  در سراسر لیف عصبی عبور کند، اما  در صورت ناکافی بودن تنبیه عصب به آن اجازه عبور نمی دهد. این ویژگی رشته عصبی  قانون  ( یا همه یا هیچ ) یاد می گردد. 

 

                                          نسج عضلی

نسج عضلی یکی از انساج چهارگانه عضویت بوده که مسؤول حرکات ارادی وغیر ارادی بدن می باشد. واحد ساختمانی نسج عضلی رشته‌ی  عضلی  نام گرفته که در حقیقت همان حجره عضلی می باشد و مانند هر حجره دیگر از هسته و سایتوپلازم ساخته شده است.

وظیفه اصلی نسج عضلی  ” تقلص ” است یعنی رشته‌ی عضلی مانند رشته‌ی عصبی انگیزه های برقی را دریافت نموده ودر مقابل آن جواب می گوید اما بر خلاف نسج عصبی ، عضلات انگیزه را انتقال داده نمی تواند.

غشای حجره‌ی  عضلی به نام  سرکولیما ، سایتوپلازم  آن  به نام  سرکوپلازم ، مایتوکاندریای آن بنام  سکروزوم  و اندوپلازمیک ریتیکولم  آن به نام

سرکوپلازمیک ریتیکولم یاد  می شود.

نسج عضلی به سه نوع تقسیم شده است:

1- عضله خط دار اسکلیتی

2- عضله خط دار قلبی

3- عضله ملساء یا لشم

  عضله خط دار اسکلیتی :

چون این نوع عضله با استخوانها وصل بوده و مسؤول حرکت استخوان های اسکلیت است و از جانب دیگر دارای خطوط وتحت اراده‌ی انسان می باشد بنام عضله مخطط ارادی اسکلیتی یاد می شود. عضله‌‌ی اسکلیتی  در  زمان استراحت خفیفا متقلص بوده و این حالت به نام مقویت یا    ” تُن عضلی ”   یاد می گردد ، اما اگر عصب مربوط قطع  گردد مقویت  عضله‌ی  مذکور نیز از بین می رود.

عضلات اسکلیتی از بندل های  منظم حجرات ساخته  شده اند  که  اجزای  ساختمانی آن از بزرگ  به  کوچک قرار ذیل است :              

 عضله -  بندل یاحزمه‌ی عضلی  -  رشته یا حجره‌ی عضلی – مایوفبریل    دو نوع مایوفبریل وجود : یکی اکتین ودیگری میوزین که لغزیدن این رشته ها به روی همدیگر بعد از تحریک توسط عصب مربوطه و به کمک کلسیم  سبب ایجاد تقلص می گردد  یا به عبارت دیگر هیچ نوع  تغیری در طول رشته های اکتین و میوزین رخ نداده  بلکه رشته های نازک اکتین به روی رشته های ضخیم میوزین می لغزند.

تعصبیب عضلات اسکلیت :

حجرات عضله‌ی اسکلیتی دارای دو نوع عصب است : اعصاب حسی که توسط دوک عصبی عضلی و عصب حرکی که توسط  صفحه نهایی حرکی تأمین می گردد.

1- صفحه نهایی حرکی : اکسونی که از نیورون منشاء می گیرد به شاخه های متعدد تقسیم شده و به حجره عضلی منتهی می گردد.  تعداد حجرات عضلی که به وسیله یک رشته عصبی تعصیب می گردد در تمام اعضاء  یکسان نبوده وابسته به دقت و ظرافت حرکات عضو مربوطه می باشد. مثلا در انگشتان و چشم به  نسبت 1:1  و در عضلات اطراف  1:100  است.

 2- دوک عصبی عضلی : حجرات عصبی  داخل دوک با سایر حجرات عضلی موازی سیر نموده وقتیکه رشته ها تقلص نموده وتغیر شکل داد نهایات عصبی را تحت فشار قرار داده ، حسیت به دماغ انتقال و وضعیت یا حرکت دلخواه تأمین می گردد.

میکانیزم تقلص :

تقلص به امتداد محود طولانی رشته عضلی صورت می پذیرد.در اثر تنبیهی که به عضله وارد می شود ، محور طولانی رشته‌ی عضلی کوتاه تر شده و دو نهایت آن بهم نزدیکتر می گردد.  نظریه ای  که اکنون در مورد  تقلص ارایه گردیده  و از طرف تمام مؤلفین پذیرفته شده است  عبارت از لغزیدن رشته ها بروی همدیگر  می باشد و در آن ایضاح گردیده است که هیچ تغیری در طول رشته های اکتین و میوزین رخ نداده  بل در اثنای تقلص رشته های نازک اکتین به روی رشته های میوزین می لغزند.

عواملی که برای تقلص ضروری اند :

1- موجه که سبب دیپولرایزیشن گردد.

2- آیون کلسیم

3- انرژی که از منابع آ.تی.پی  ، فوسفو کریتینین و گلایکوجن تهیه می شود.

                                              عضله‌ی ملساء یا لشم

عضله‌ی ملساء یا لشم بنام عضله‌ی غیرارادی و بدون خط نیز یاد می گردد چون چون از یک طرف تحت اراده‌ی شخص نبوده و توسط اعصاب خودکار اداره می گردد و از طرف دیگر در حجره‌ی عضلی آن خطوط عرضانی دیده نمی شود. شکل حجروی عضله‌ی لشم طویل و دوک مانند بوده ، دو انجام آن باریک و وسط آن ضخیم تر است ، اما در زمان تقلص حجره‌ی عضلی بیضوی می گردد.

به صورت عموم عضلات لشم در دستگاه های دوران ، گوارش ، بولی ، تناسلی ، تنفسی  و حواس توزیع  یافته است که  تحرکیت ، انقباض و انبساط ، توزیع خون ، عکس العمل و اداره غدوات درون ریز را تأمین می کند.

به اساس تعصیب ، عضلات لشم به دو گروه تقسیم شده است.

1- نوع تک واحدی : درین نوع حجرات برای هر حجره ، رشته‌ی عصبی جداگانه وجود دارد و تقلصات سریع و همزمان می باشد. مثلا در حدقه‌ی چشم

2- نوع چند واحدی : درین نوع حجرات یک رشته‌ی عصبی چندین حجره عضلی را تعصیب نموده  تقلص بطی تر ، دوامدارتر و تدریجی است.  مثلا  در امعاء

                                            عضله‌ی قلبی

قلب عضله‌ی غیر ارادی و خط دار بوده به صورت منظم و خودکار تقلص می کند. عضله‌ی قلب نهایت پیشرفته  و دارای  ویژگی های مخصوص به خود است و با عضلات اسکلیت فقط از نظر خط دار  بودن  وجهِ مشترک دارد. حجره‌ی عضلی قلب شکل نامنظم داشته ، دارای 2-1 عدد هسته بوده و هسته در وسط حجره قرار دارد.

حجرات عضلی قلب تنظیم بنفسهی و ارادی داشته هر حجره خودش نظم خود را برقرار می سازد ، اما چون حجرات باهم ارتباط  وظیفوی دارند به صفت یک مجموعه‌ی واحد عمل می کند.

چون حجرات عضله‌ی قلبی انقسام نمی کنند وحجرات جدید به میان نمی آید ، بنابر آن بزرگ شدن قلب دلالت به هایپرتروفی نموده نه هایپرپلازی  وتخریبات نسج عضلی توسط نسج منضم صورت می گیرد.

                                                   خون

تعریف

خون یکی از اشکال نسج منضم بوده و مایعی است که در یک سیستم بسته  بنام دوران به صورت منظم و یکطرفه جریان داشته و توسط تقلصات منظم عضله‌ی قلب به داخل رگها رانده می شود.

اجزای خون

به صورت عموم خون متشکل است از:

1- قسمت جامد یا حجرات خون که عبارتند از اریتروسایت یا حجرات سرخ خون ، لیکوسایت یا حجرات سفید خون و پلاتلت ها  یا صفحات دمویه

2- قسمت مایع یا ماده‌ی بین الحجروی خون که بنام پلازما یاد می شود.

حجم خون

حجم مجموعی خون دورانی تقریبا 7 فیصد وزن بدن بوده و مقدارآن در یک  شخص کاهل 5 لیتر است. حجم خون در اطفال متغیر بوده چنانچه در هنگام تولد 330 سی سی و در یکسالگی 800 سی سی است.

وظایف خون

خون در بدن انسان وظایف حیاتی را به عهده داشته در عملیه تنفس ، تغذی ، اطراحِ مواد میتابولیک ، انتقال هورمون ها ، دفاع و تولید انتی بادی ، تنظیم حرارت ، تعادل اسید و قلوی و موازنه‌ی آب حصه می گیرد.

                                    حجرات سرخ خون

حجرات سرخ خون به نام اریتروسایت وکریوات سرخ  نیز یاد می گردد. اریتروسایت قبل از تولد در کبد و طحال و بعد از تولد در مغز استخوان ساخته می شود. اریتروسایت قدرت حرکت نداشته و حرکت آن وابسته به جریان پلازما است که در شرایط طبیعی هیچگاه خارج  از دوران خون به نظر نمی رسد.

شکل : حجرات سرخ از کنار به صورت مقعرالطرفین ظاهر شده در حالیکه از قدام منظره دایروی دارد. کریوه سرخ وصف الاستیکی داشته وهنگام عبور از اوعیه به سهولت تغیر شکل می دهد.در شرایط مرضی به اشکال مختلف (کروی ، هموار، داس مانند و بیضوی) ظاهر می شوند.این اشکال غیر طبیعی آنرا به نام پویکیلوسایتوزس یاد می نمایند.

جسامت : جسامت حجرات سرخ خون تقریبا ثابت بوده 7.2 مایکرومتر قطر و 2-1 مایکرومتر ضخامت دارند.اگر جسامت شان طبیعی باشد به نام نورموسایت ، اگر از حد طبیعی بزرگتر باشد (در کمبود ویتامین بی 12 ) به نام مکروسایت و اگر از حد طبیعی کوچکتر باشد (در کمبود آهن ) به نام مایکروسایت یاد می شود. در اکثر کمخونی ها حجرات سرخ به جسامت های مختلف در خون ظاهر گردیده و به نام انیسوسایتوزس یاد می گردد.

تعداد : تعداد طبیعی کریوه سرخ بین 6-4 میلیون فی ملی متر مکعب تعین شده است . اگر شمار حجرات کاهش یابد کمخونی یا انیمی و اگر افزایش یابد پُرخونی یا پولی سایتومی گفته می شود.

اوصاف مورفولوژیک و هستوفزیالوژی 

کریوه سرخ در مراحل ابتدایی یعنی در اعضای خونساز به صفت یک حجره‌ی حقیقی و تکامل یافته یعنی دارای هسته وارگانل های می باشد، اما قبل از داخل شدن به دوران ، هسته‌ی خود را از دست می دهد. دریکتعداد حجرات سرخ خون نقاط آبی یا سبزرنگ به نظر می رسد که به صورت یک شبکه ظریف آبی رنگ معلوم می شود. این کریوات جوان به نام ریتیکولوسایت یاد شده و یک فیصد کریوات سرخ را تشکیل می دهند. بعد از 24 ساعت این کریوات از مغز استخوان به دوران خون داخل و پخته می شود که به نام اریتروسایت یاد می گردد.

حجرات خام و کریوات سرخ پخته را مجموعاَ به نام اریترون یاد کرده واز دو قسمت تشکیل شده اند :

1- قسمت مغز استخوان که مرکب از حجرات خام هسته دار و 99  فیصد ریتیکولوسایت ها است.

2- قسمت دورانی که مشتکل از کریوات سرخ پخته و یک فیصد ریتیکولوسایت ها می باشد.

پخته شدن کریوات سرخ خون در مغز استخوان یک هفته را دربر گرفته و بدون وقفه در دوران خون داخل و 120 روز وظیفه خود را آنجا انجام داده و سرانجام توسط ماکروفاژهای طحال تخریب می گردند. باید دانست که 33 فیصد حجم کریوه سرخ را هیموگلوبین تشکیل می دهد.

                                 حجرات سفید خون

حجرات سفیدخون به نام لوکوسایت نیز یاد شده ، حجرات حقیقی ودارای هسته اند.هسته وسایتوپلازم لوکوسایت ها منظره‌ی وصفی داشته، از سایر عناصر خون وبه طور کلی از دیگر حجرات بدن به سهولت تفریق شده می توانند.

مقایسه حجرات سرخ و سفید خون

1- تعداد حجرات سفید کم بوده تناسب آن با حجرات سرخ 600 : 1 است.

2- تعداد کریوات سفید ثابت هم نبوده تحت شرایط مختلف فرق می کند.

3- اریتروسایت مقعرالطرفین اما  لوکوسایت کروی شکل است.

4- لوکوسایت حجره هسته دار اما  اریتروسایت بدون هسته است.

5- لوکوسایت در نسج منضم حرکت فعال آمیبویید دارد.

6- عمراریتروسایت  120 روز اما عمر لوکوسایت بسیار کمترازآنست.

7-کریوات سفید برعلاوه مغز استخوان در اعضای لمفویید نیز تولید میگردند. 8- حجرات سرخ خون وظایف خود را در دوران ، اما حجرات سفید خون در نسج منضم اجرا می نمایند.

تصنیف حجرات سفید :

حجرات سفید خون به طور کلی به دو دسته تقسیم شده اند:

 الف : گرانولوسایت ها یا حجرات دانه دار که از مغز استخوان منشاء گرفته ، سایتوپلازم آنها دانه دار بوده وهسته‌ی شان به قطعات متعدد و مختلف الشکل تقسیم شده است. گرانولوسایت ها نظر به خاصیت رنگ پذیری دانه ها به سه دسته تقسیم شده اند.

1- ایزونوفیل : حجراتی اند که دانه های آن با رنگهای تیزابی رنگ گرفته و به رنگ سرخ یا نارنجی ظاهر می شوند.

2- بازوفیل : حجراتی اند که دانه های آنها با قلوی رنگ آمیزی شده و به رنگ آبی پدیدار می گردند.

3- نوتروفیل : حجراتی اند که نه وصف تیزابی ونه وصف قلوی داشته بلکه خصوصیت بین البینی را اختیار می کنند.

ب : اگرانولوسایت ها یا حجرات بی دانه که در سایتوپلازم شان دانه ها به مشاهده نرسیده و نظر به اوصاف مورفولوژیک و وظیفوی به دو دسته تقسیم شده اند.

1- لمفوسایت ها : حجرات اند که دردو محل یعنی مغز استخوان و اعضای لمفاوی ساخته شده و انتی بادی تولید می نمایند . لمفوسایت ها نظر به اینکه در دو عضو تایمس و بورسا پختگی و اختصاص وظیفوی حاصل می نمایند به ( تی لمفوسایت و بی لمفوسایت ) تقسیم  شده اند.

2- مونوسایت :  در مغز استخوان ساخته شده ، پس از  3-1 روز در دوران خون داخل و در آنجا  36 ساعت را سپری می نماید. مونوسایت در دوران خون غیر فعال بوده  و زمانیکه به نسج منضم اعضای مختلف مهاجرت می کند به ماکرو فاژ تبدیل می گردد.

تعداد کریوات سفید و فیصدی انواع آن ( نگاه به جدول )

تعداد کریوات سفید به تناسب کریوات سرخ بسیار کم بوده در یک شخص کاهل و سالم 9-5 هزار فی ملی متر مکعب در نوسان می باشد ، اما این عدد در سنین مختلف یکسان نبوده در موقع تولد

 20-15 هزار بوده و تدریجاَ از تعداد آن کاسته شده تا آنکه به سویه‌ی شخص کاهل می رسد. اگر تعداد حجرات سفید خون از 11 هزار بیشتر شود لوکوسایتوزس و اگر تعداد آنها از 4 هزار کمتر گردد لوکوپینی گفته می شود.

              

افزایش مرضی

فیصدی نورمال

نوع لوکوسایت

التهاب حاد

% 65 - 55

نوتروفیل

الرژی و پارازیت ها

% 3– 1

ایزونوفیل

آب چیچک

% 1

بازوفیل

سیاه سرفه

% 35- 20

لمفوسایت

توبرکلوز

% 8– 3

مونوسایت

هستوفزیالوژی حجرات سفید خون :

کریوات سفید خون وظیفه‌ی اساسی خویش را که دفاع از عضویت است به دو شکل انجام می دهد :

1- دفاع مستقیم یا دفاع حجروی

2- دفاع غیر مستقیم یا معافیت ، دو نوع عکس العمل معافیتی تشریح شده است :

الف : معافیت خلطی که انتی بادی افراز و به دوران فرستاه می شود.

ب : معافیت وسط حجروی که مواد اجنبی و مهاجم توسط عملیه‌ی فاگوسایتوزس و سایتوتوکسیک از بین برده می شود.

مراحل وظیفوی لوکوسایت ها :

1- قطار شدن یا صف بستن در جدار اوعیه ( مارجینیشن )

2- عبور لوکوسایت ها از جدار عروق شعریه (دیاپیدیسز)

3- حرکات آمیبویید

4- کشش به سمت حرکت ( شیموتاکسز)

5- بلع مواد اجنبی ( فاگوسایتوزس )

                                                صفیحات دمویه

 تعداد صفیحات دمویه در دوران خون 300-150 هزارفی ملی متر مکعب تخمین گردیده ، و چون نهایت شکنند بوده و به آسانی با  همدیگر وعناصر مجاور می چسپد شمار دقیق آنها مشکل است .اگر تعداد پلاکت ها از 100 هزار فی ملی متر مکعب کمتر گردد به نام  ترومبوسایتوپنی  و اگر از حد طبیعی افزایش یابد ترومبوسایتوزس یاد می گردد . وظیفه اساسی صفیحات خون توقف خونریزی (هیموستاز) است که در هنگام خونریزی اهمیت حیاتی دارد. طول عمر صفیحات دمویه 10 روز است.

                                                   پلازمای خون

 پلازما مایعی است 55 فیصدحجم مجموعی خون را تشکیل می دهد. زمانیکه خون لخته می شود ،اگر قسمت لخته شده برطرف گردد مایعی زردرنگی باقی می ماند که به نام سیروم  یاد می شود.

 پلازما حاوی 92-90 فیصد آب و 10-8  فیصد مواد جامد از قبیل پروتین ها  ( البومین ، گلوبولین و فبرینوژن ) ، نمک های معدنی ، مرکبات عضوی   ( ویتامین ها ، هورمون ها ، امینواسیدها ، و لیپید ها ) و گلوبولهای   کوچک می باشد.                

                                      (  پایان بحث هستالوژی  کابل ۱۱ / ۹ / ۱۳۹۱  )

                                            دکتر سید علی  موسوی   سنگلاخی

باید به ابرهاي سترون داد زد : 

 از چي آبستن نمي شوند؟           

لام تا کام زمين خشكيده ! 

 نر و مادينه  ؛ از تعفن گنديده ، از عطش تركيده ،        

 اي باران ما به آخر خط رسيده ایم. ( دکتر موسوی )

****

واه باران ! بس که پچ پچ می کند گنجشک وار.

از زناقم آبِرو جاریست ،              

آبرو در فصل باران می رود از دست ! (دکتر موسوی)

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 11:5  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                                                 همسفران

كجا شدند!

      آن قله­هاي آسمان خراش

كه در پاي همت شان

غرور گردنكشان سست مي­شد

      در بال عزت شان

نفس برف مي­سوخت؛

و از اوج خاكساري شان

كلاه باده گويان مي­افتاد

 

كجا شدند؟

      آن موج­هاي شاداب

كه بر نيش روزگار خنديده؛

و بر نوش زمانه

             طفره مي­رفتند

كجا شدند،

      آن سنگ­هاي صبور

آن شقايق­هاي خاموش

آن پرچم­هاي خون آلود

كه زخم­هاي دل شانرا

با علم­هاي سبز پوشانيده

و شامگا­هان

بر پرستاران سپيد روي

                 چشمك زن،

تبسم مي­كردند

و فجر گاهان،

      خطبه­ي صبح صادق را

بر نا اميدان خسته

              از دروغ شب

جار مي­زدند

كجا شدند،

      آن درختان صنوبر

نخل­هاي آشناي معرفت،

خوشه­هاي شور انگيز

و خمار آلود انگور

كجا شدند،

      آن چشم­هاي سر گردان

      آن كشتي­هاي پهلو زده

                   در ساحل غربت

كه قطب نما­ها­شان

             قوس قزح بود؛

و باد بانهاشان پژواك­هاي خورشيد،

      در شيشه­هاي

    مشعشع قنديل­هاي محدب

كجا شدند،

      آن اًشِبّدا­ءً عَعلي الكفار،

      آن فولاد­هاي نرم تر از موم

در محراب ايمان

كجا شدند،

     آن شرشره­هاي پر آوازه

     آن همسفران تيز پا

     آن شهيدان هميشه زنده­ي جاويد

     ما لنگ شديم وجامانديم

 

كجا شدند،

   آن كودكان يقه چاك

                   پاي تركيده

     بازي گوش­هاي دفتر پاره،

     هم بازيان شوخ من،

     اما سخت شيرين،

  همسن و سالان عزيز و

              هم كلاسي­هاي خوب

كجا ييد اي رفقاي نازنين!

اي برادران دهكده­ي راستي

    چرا صداي مرا نمي­شنويد؟

شايد در سفرهاي دور؛

و فارغ از دغدغه­هاي دنياي من ايد

و دور از انديشه ما خاكيان،

كه اينك در كنارم نيستيد،

اي رفتگان بي­وفا،

اما عزيز و مانده اندر

                تاق­هاي خاطره؛

ولي، من باشما همواره مي­مانم؛

و اندر حسرت ديدار تان،

تا پايان عمر،

هم­چنان دلتنگ خواهم بود

ديده­هاي نيلوفر آسمان

شاهد نقش برجسته اي اند

كه از نام شما،

در كوير لبهايم جاريست

و آنگاه كه سكوت مي­شكند

آه سرد

نجواي آتشينم را

بدرقه مي­كند

اي كاش هميشه باشما بودم!

                                                                   كابل 15/1/1389

 

 

 

 

 

      

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 10:48  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                                             

                                                  اصطلاحات

}دستگاه تنفسی = جهاز تنفسی = respiratory system
}طرق تنفسی = R . tract
}ریوی = pulmonary
}انف = بینی = nose
}بلعوم = حلق= pharynx
}حنجره = larynx
}شزن = نای = تراشه = trachea
} قصبات = برانشها =  Bronchi
}قصیبات = برانشیولها = Bronchioles
}ریه ها = شش ها = lungs
}کیسه های هوایی = الوئولها = Alveoli
}پلورا = پلور = پوش ریه = pleura
}ظرفیت و حجم = capacity
}اپی گلوت = زبانچه = glottis
}کولاپس = فشرده شدن و چسپیدگی جدار کیسه های هوایی = collapse
}تهویه = ventilation
}سورفاکتانت = مایع فسفو لیپیدی که از کولاپس ریه جلوگیری می کند = surfactant
}اذیمای ریه = ادم ریه = تورم = پندیدگی = تجمع مایع در ریه = p.odema
}افوزیون پلور = تجمع مقدار زیاد مایع در فضای پلورا = plural effusion
}عدم کفایه قلب = نارسایی قلب = cardiac failer  
}عروق شعریه = مویرگها = capillaries
}آمفیزم = موجودیت هوای زیاد در ریه = Emphysema
}ذات الریه = سینه بغل = pneumonia
}آسم = نفس تنگی = Asthma
}آتلکتازی = خوابیدن جدارهای ریه روی هم دیگر = Atelectasis
}سل = توبر کلوز = tuberculosis
}تهویه = ventilation
}هایپوکسی = کاهش اکسیژن = hypoxia
هایپر کاپنی = افزایش کاربن دای اکسید = hypercapnia
}سیانوز = کبود شدن پوست = cyanosis
}مایع بین الخلالی = مایع میان بافتی = interstitial fluid
}فص = یکی از قطعات بزرگتر ریه که یک قصبه بزرگ در آن داخل شده است = Lobe
} مایع مخاطی پروتئینی شفاف = transudate
}مایع التهابی چرکین یا خونی قیحی = exudates
}حجم = volume
}ظرفیت = capacity
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 9:19  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                                                 اناتوموفزیولوژی طرق تنفس 
}وظیفه دستگاه تنفس:

عبارتست از تبادله گازات (o2 و co2) بین هوای اتمسفیر و عضویت؛ به عبارت دیگر دستگاه تنفسی به کمک دستگاه قلبی وعایی اکسیژن  حجرات بدن را تامین و کاربن دای اکسید را از عضویت اطراح می نماید.

 

انف یا nose:

یگانه عضو تنفسی که در خارج و ابتدای طرق تنفسی قرار  داشته از عظام و غضاریف  ساخته شده و دارای وظایف ذیل است :

.1انتقال هوا
.2گرم کردن هوا
.3پاک کردن هوا
.4مرطوب نمودن هوا
.5حس بویایی
.6زیبایی صورت

 

بلعوم pharynx:

مجرای عضلانی غشایی بوده از قاعده  جمجمه تا قسمت اول مری ادامه دارد،

 طول آن 12 – 13 cm و به سه بخش تقسیم شده است.

Nosopharynxe      در عقب بینی

Oropharynxe      در عقب دهن

Laryngopharynxe   مرتبط با حنجره

بلعوم مجرای مشترک  برای عبور هوا ، آب  و مواد غذایی است

 

وظایف بلعوم :

.1انتقال  هوا
.2انتقال آب و هوای غذایی
.3پاک کردن هوا
.4نقش معافیتی
.5تولید صدا
 

شزن trachea:

نل هوایی به طول  بوده 10 – 12 cm که از حنجره شروع و تا قصبات ادامه می یابد

وظایف:

.1انتقال هوا
.2راندن مخاط و گرد و خاک به بیرون
.3آسان نمودن  بلع = قسمت باز آن به شکل c با مری مجاورت دارد.

قصبات Bronchi

}شزن در نهایت خود به دو قصبه اولی راست و چپ تقسیم گردیده است که به صورت مایل در ناحیه سروی ریه به ششها داخل می شوند، قصبه اولی راست سیر مستقیم داشته کمی بزرگتر است و به سه شاخه اصلی تقسیم شده و برای انشاق اجسام اجنبی مساعد تر است.
}قصبه اولی چپ سیر مایل داشته، کوچکتر و به دو شاخه اصلی تقسیم شده است از همین رو ریه راست دارای سه فص و ریه چپ دارای دو فص می باشد.

قصیبات  یا  bronchioles:

} قصبات در داخل ریه 20 – 25 مرتبه به شاخه های کوچتکتر تقسیم شده که به نام قصیبات یا قصبه های کوچک یاد می شوند. که در نهایت به قصیبات نهایی یا terminal bronchioles ختم می شوند.

اسناخ یا alveoli:

}اسناخ خالیگاه های هوایی اند که به نام کیسه های هوایی نیز یاد می شوند به شکل خوشه های سنخی و به تعداد میلیون ها عدد در هر ریه وجود دارد که تبادله گازات در همین نواحی صورت می گیرد.

پلور یا pleura:

}متشکل از دو  ورقه پلورای جداری و پلورای حشوی است که اولی به جدار صدر چسپیده و دومی به تماس شش ها می باشد. بین شان مقدار کمی مایع پلورایی وجود دارد که سبب حرکت ریه های به جوف صدر شده و برای تنفس نورمال شرط اساسی می باشد.

ریه ها lungs:

}ساختمان های اسفنجی مملوء از هوا و خون بوده که از قصیبات و کسیه های هوایی تشکیل گردیده ، وزن های آنها در انسان بالغ 900 الی 1100 گرام می باشد. قسمت باریک علوی ریه به نام زروه ((apexیاد شده و در تحت ترقوه قرار دارد. قسمت وسیع سفلی آن به نام قاعده (base)یاد گردیده بالای حجاب حاجز قرار دارد. وظیفه اصلی ریه تبادله گازات می باشد اما وظایف دیگری چون تصفیه نمودن هوا و ذخیره نموده خون را نیز بر عهده دارند .حجم خون دوران ریوی حدود 450ml بوده که تقریبا  9 فیصد حجم مجموع خون را احتوا می کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 9:14  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                                                 تنفس

}تعریف تنفس: تنفس عبارت است از تبادله گازات بین عضویت و محیط یا به عباره دیگر مجموعه حوادثی است که در آن اکسیژن برای انساج تهیه و کاربن دای اکساید ازآن اطراح  می گردد.

}دور تنفسی: مجموعه یک دم و یک بازدم (شهیق + زفیر) به نام دور تنفسی یا R.cycle یاد شده و در یک شخص سالم و بالغ 12-18/min می باشد.
}دم inspiration: عملیه فعال یا active بوده با مصرف انرژی صورت می گیرد که طی آن قفس صدری توسع نموده فشارهای تنفسی پایین و هوا از اتمسفیر به ریه ها داخل می شود.

}بازدم expiration: صفحه منفعل یا passive بوده بدون مصرف انرژی صورت گرفته که طی ان قفس صدری کوچک شده و هوا از ریه ها به محیط  اتمسفیر خارج می گردد.

مجموعه حوادثی که ما به نام تنفس یاد می نماییم در واقع از چهار حادثه مرتبط به هم تشکیل گردیده است

.1تهویه ریوی pulmonary ventilation: که جابجایی هوا به درون و بیرون کیسه های هوایی توسط دم و بازدم است و اصطلاحا نفس کشیدن breathing یاد می شود.
.2تنفس خارجی external respiration: که در آن اکسیژن و کاربن دای اکساید بین خون و واحد تنفسی مبادله می شوند.
.3انتقال transportation: انتقال اکسیژن به بافت های محیطی و بازگرداندن کاربن دای اکساید از این بافت ها می باشد.
.4تنفس داخلی internal respiration: که در این عملیه اکسیژن توسط خون موی رگ های محیطی به حجرات داده شده و کاربن دای اکساید از حجرات به خون موی رگی انتقال می یابد.

واحد تنفسی respiration unit:

}ساحه که در آن تبادله گازات بین خون و اسناخ صورت می گیرد. به نام واحد تنفسی یاد می شود. هر واحد تنفسی متشکل است از:
.1یک برانشیول تنفسی که از برانشیول نهایی جدا شده است.
.2چند مجرای سنخی alveolar ducts که از برانشیول تنفسی جدا شده اند.
.3دهلیزها atrium
.4تعداد زیادی کیسه های هوایی به نام Alveolar sac   که در جدار هر کیسه تعداد زیادی Alveoli قرار گرفته است. 
}حدود 300 میلیون واحد تنفسی در هر دو ریه وجود دارد که اگر پهلوی هم چیده شوند ساحه در حدود 70m2 را اشغال می نمایند.

 

غشای تنفسی

جدار اسناخ فوقالعاده نازک وبا شبکه ای ازمویرگهای مرتبط در تماس است.تبادله گازات نه تنها در اسناخ بل درغشای تمام قسمت های ریه انتهایی ریه ها انجام می پذیرد. مجموعه این غشاها بنام غشای تنفسی یاد شده و ازچند لایه مختلق ساخته شده است :

1-لایه ای ازمایع حاوی سورفاکتانت

2-صفحه ای ازحجرات  اپیتل

3 -غشای پایه اپیتلیوم

 4-فضای نازک میان بافتی بین حجرات اپیتل سنخی وغشای مویرگ

.5 -غشای پایه مویرگ چسپیده به غشای پایه اپیتلیوم                        6 - غشای اندوتیلیوم مویرگی

}ضخامت کلی غشای تنفسی به سور متوسط حدود 0.6 مایکرون
}مساحت مجموعی آن در بزرگسالان حدود 70 متر مربع
}حجم خون مویرگی 140-60 ملی لیتر
}قطر مویرگها در حدود 5 مایکرون
}غشای کرویات سرخ خون درتماس باجدار مویرگها میباشد
}با میکانیزم Bulk Flow از طریق غشای تنفسی اکسیژن از اسناخ به خون مویرگی و کاربن دای اکساید از خون به اسناخ وارد میشود.
}(مثال آن بصورت تمثیلی =عبوراشیای گرم ازپارچه مغطوس نخی)
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 9:6  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                                      

                                            سورفاکتانت و کولاپس ریه

سطح اسناخ ریوی توسط آب پوشانیده شده ،مالیکولهای آب همدیگر را جذب میکنند و سطوح اسناخ نیز سعی در جمع شدن دارند. این کشش سطحی که اسناخ را وادار به خوابیدن رویهم میکند به نام کولاپس یاد

می شود

  سورفاکتانت ماده فسفولیپدی است که از حجرات نوع  دوم اپیتل اسناخ تولید می شود و کشش سطحی راتا یک دوم کشش سطحی آب خالص کاهش میدهد و از کولاپس ریه جلوگیری می نماید.

                                            سندروم عسرت تنفس

چون حجرات نوع دو در اپیتل اسناخ در اواخر حیات داخل رحمی ساخته می شود ،  نوزادان نارس بنابر فقدان سورفاکتانت بیشتر در معرض کولاپس قرار گرفته که بنام سندروم عسرت تنفسی نوزادان   یاد می شود.Respiratory Distress Syndrom of Newborn  

 

                                     حجمها و ظرفیت های ریوی

   حجمها و ظرفیتهای ریه را توسط آله ای به نام اسپایرومتر اندازه

(Spirometer)می گیرند .

حجم های ریوی به مقدار هوایی گفته می شود که شخص قادر به تنفس آن بوده و ظرفیت های ریوی به مجموعه دو یا چند حجم ریوی اطلاق می گردد.   

Tidal Volume 1-حجم جاری

 عبارت از حجم هوای دمی یا بازدمی است که با یک

تنفس آرام و طبیعی داخل یا خارج ششها می گردد.(حدود500ملیلیتر)

Inspiratory Reserve V.   2-حجم ذخیرهُ شهیقی

عبارت از حجم هواییست که برعلاوهُ حجم جاری طبیعی با یک شهیق    جبری می تواند وارد ریه ها شود(حدود3000ملی لیتر).

Expiratory Reserve Volume3-حجم ذخیرهُ زفیری          

مقدارهوایی است که افرون بر بازدم طبیعی بایک زفیرپرفشارمی تواند    ازریه ها خارج شود(حدود1100ملی لیتر)                               Residual Volume 4-حجم باقی مانده

عبارت از مقدار هواییست که پس از قوی ترین بازدم هنوزهم در ریه ها باقی می ماند(حدود 1200ملی لیتر)

}چهارظرفیت ریوی قرار ذیل اند:
}Inspiratory Capacity    1-ظرفیت شهیقی
}مقدار هوایی است که شخص می تواند ازلحظهُ پایان بازدم طبیعی

تنفس کند و ریه ها را تا حد اکثر ممکن متوسع کند.به عبارت دیکر:

}I.C.=T.V.+I.R.V.=3500ml 
}Functional Residual  Capacity2-ظرفیت باقیمانده عملی
}مقدار هواییست که در پایان بازدم طبیعی در ریه ها باقی می ماند.
}یعنی : 
}F.R.V.=E.R.V.+R.V.=2300ml

Vital  Capacity  3- ظرفیت حیاتی

}حداکثر مقدار هوایی است که شخص می تواند پس از شهیق جبری باحداکثر زفیر جبری از ریه ها خارج کند.  یعنی :
}V.C.=T.V.+I.R.V.=E.R.V.=4600ml

Total Lungs Capacity  4- ظرفیت کل ریه

 معادل حداکثر حجمی است که با حداکثر تلاش ممکن شهیقی در ریه ها جمع می شود.یعنی ظرفیت کل ریه معادل مجموع ظرفیت حیاتی و حجم باقیمانده است.

T.L.C.=V.C.+R.V.=5800ml

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 9:0  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 

                          میخانیکیت تنفس و فشار سهمی گازات

به شکل یک قانون باید در نظر داشته باشیم که تغیر حجم باعث تغیر فشار گردیده ومنتج به جریان گازات به منظور تعادل فشار می گردد.

گاز برخلاف مایع محتوی ظرفی را که درآن جاگرفته است کاملاَ پر می نماید؛ ازهمین رو در یک ظرف بزرگ مالیکول های گاز ازهمدیگر دور واقع شده و فشار گاز کاهش می یابد,اما درظرف کوچک مالیکول ها نزدیکتر قرار گرفته فشار افزایش می یابد.

میخانیکیت تنفس(دم و بازدم) با تغیر یک ملی متر ستون سیماب فشار درمحیط و ششها روی اصل فوق استوار است.

گازهای تنفسی ازنواحی دارای فشار سهمی بالا به نواحی دارای فشار سهمی پایین انتشار می یابند.

انتشار هریک از گازهای تنفسی (اکسیژن, نایتروژن و کاربن دای اکساید) با فشار صرفاَ از همان گاز موردنظر تناسب مستقیم دارد این فشار را فشارسهمی گاز مذکور گفته به حرف پی   نشان داده و از آن برای بیان غلظت گازها استفاده می کنند.

فشار هر گاز در ریه ازحاصل ضرب فیصدی غلظت آن درفشارکل ناشی از همه گازها به دست می آید.

هوامرکب ازحدود 99 فیصد نایتروژن و حدود 21 فیصد اکسیژن (بخارآب 0.6فیصد و کاربن دای اکساید 0.4فیصد) می باشد.

  

فشارکل در سطح دریا (فشار جو) به طور متوسط 760ملی متر ستون سیماب برابر با یک اتمسفیر می باشد.

 

بنابراین سهم نایتروژن از این 760 فشار کل گازات جو 600 ملی متر ستون سیماب وسهم اکسیژن 160 ملی مترستون سیماب است.

همین فشار, فشارسهمی اکسیژن و نایتروژن در محیط اتمسفیر می باشد که با یک شهیق تنفس می شود ؛ ولی این فشار در هوای مرطوب , هوای سنخی و هوای بازدمی فرق می کند که در جدول ذیل نشان داده شده است.

              فشارسهمی گازات تنفسی به ملی متر ستون سیماب

هوای بازدمی

هوای سنخی

هوا مرطوب

هوای  جو 

گاز          

566

569

563.4

597

نایتروژن

120

104

149.3

159

اکسیژن

27

40

0.3

0.3

کاربن دای اکساید

47

47

47

3.7

آب

760

760

760

760

مجموع

                                                 

انتقال گازات در خون

}فشار سهمی اکسیژن در اتمسفیر  159 ملی متر ستون سیماب
}فشار سهمی اکسیژن در اسناخ    104 ملی متر ستون سیماب
}فشارسهمی اکسیژن درمویرگهای سنخی 40 ملی متر س .س
}فشارسهمی اکسیژن درشریان نسجی  95 ملی متر ستون  س
}فشارسهمی اکسیژن در داخل انساج   40 ملی متر ستون  س
}این تفاوت فشار باعث نفوذ اکسیژن از اتمسفیر به اسناخ،ازاسناخ به خون مویرگهای ریوی و بعد از انتقال توسط پمپ قلبی از خون به انساج می گردد.

درحالت طبیعی درحدود %97  اکسیژن از ریه ها به انساج بوسیله (HbO2)هیموگلوبین

و %3 باقیمانده بصورت محلول در پلازما انتقال می نماید.

اما کاربن دای اکساید به سه شکل از انساج توسط خون انتقال می کند:

1- به شکل محلول در پلازما حدود %7

(HbCO2)2- به شکل ترکیبب با هیموگلوبین حدود %3

(HCO3)3- به شکل آیونهای بای کاربونات حدود %70   

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 8:52  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
                                                    تنظیم تنفس

عملیه تنفس در حالت طبیعی به وسیله دو میکانیزم عصبی و کیمیاوی تنظیم می گردد.

مراکز تنفسی از سه گروه عمده حجرات عصبی تشکیل گردیده است.

(Dorsal Respiratory group)1ــ گروه تنفسی خلفی

که در عقب بصله واقع بوده و مسؤول تنظیم ریتم تنفس است.

(Pneumotaxic Center)2ــ گروه نوموتاکسیک

که در پشت قسمت فوقانی حدبه قرار داشته سرعت و عمق تنفس را کنترول می نماید.

(Ventral respiratory gruop)3ــ گروه تنفسی قدامی:

که در قسمت قدامی جانبی بصل النخاع واقع بوده نظر به نوع نیورونها تحریک شده سبب دم یا باز دم می گردد.

   

درتنظیم کیمیاوی تنفس هدف نهایی حفظ غلظت صحیح اکسیژن ،کاربن دای اکساید وهایدروژن در انساج است. افزایش فشارکاربن دای اکساید یا غلظت

آیون هایدروژن باعث تحریک ناحیه حساس کیمیاوی در مرکز تنقس میشود.

افزایش غلظت کاربن دای اکساید خون دارای اثرحاد قدرتمندی در تحریک تنفس است ، ولی اثر مزمن آن ضعیف می باشد.

گرچه اکسیژن در کنترول مستقیم مرکزتنفس اهمیتی ندارد،اما هنگامیکه اکسیژن انساج کم شودمیکانیزم خاصی در گیرنده های کیمیاوی محیطی خارج از مرکز مغزی تنفس ایجاد می گردد.

این میکانیزم زمانی ایجاد می شود که فشار اکسیژن شریانی به 70-60 ملی متر ستون سیماب کاهش یابد.

}امفیزیمای مزمن ریه :

اصطلاح آمفیزیمای ریه ازنظرلغوی به معنای وجود هوای زیاد در ریه است، اما آمفزیمای مزمن ریه معرف نوعی روند پیچیده انسدادی و محدودیتی است که معمولاَ ازباعث مصرف طولانی مدت دخانیات در

  به جود می آید. وقایع پاتوفزیولوژیک ذیل درپیدایش آن نقش دارد

1-انسداد راه های هوایی

2-تخریب جدار اسناخ

آمفیزیمای مزمن طی چندین سال به آرامی پیشرفت نموده و افزایش مقاومت راه های هوایی ازباعث انسداد برونشیولها بازدم را بسیار  دشوار می سازد.کاهش ظرفیت انتشار سبب کاهش تهویه وافزایش مقاومت مویرگهای ریوی سبب افزایش فشار ریوی می شود.

سینه بغل  Pneomonia

اصطلاح نومونیا دربرگیرنده هرگونه وضعیت التهابی ریه است که درآن اسناخ ریه پرازمایع وسلولهای خونی شوند. در نهایت مناطق بزرگی از ریه هاوگاه کل ریه نخست دچار احتقان (پرخونی) وبعد تراکم میگردد و آن حلتی است که ریه پرازمایع ،خون و بقایای سلولی شود.

   Atelectasis آتلکتازی

به خوابیدن (کولاپس) تمام یا بخشی ازبافت ریه اتلکتازی می گویند.

دوعلت شایع آن عبارت است از:

1-انسداد راههای هوایی که باعث خوابیدن اسناخ می شود.

فقدان سورفاکتانت که سبب سندروم زجرت تنفسی در نوزادان نارس

می گردد.

  

   Asthma  نفس تنگی

 آسم نوع بیماری انسدادی ریه است که از ازدیاد حساسیت برانشیولها به مواد خارجی موجود در هوا به وجود می آید و در آن واکنش الرژیک سبب ادیمای موضعی جدار برانشیولها ،ترشح مخاط غلیظ و اسپازم عضله صاف برانشیولها می شود.درتمام موارد مقاومت راههای هوایی افزایش می یابد، بازدم خیلی دشوار و نفس تنگی یا عطش هوا علایم معمول می باشد.

 Tuberclosis سل یا توبرکلوز

باسیلهای سل باعث تهاجم ماکروفاژها به ناحیه آلوده و محصورسازی ضایعه بوسیله نسج فایبری جهت ایجاد به اصطلاح توبرکل می باشد.

در مراحل نهایی سل موجب فبروز بسیاری از مناطق ریه و کاهش مقدار کل بافت فعال ریوی می شود.

                                         پایان    

                                    موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 8:44  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  | 
 

پیشگفتار

با پیروزی مقاومت ملی به همکاری جامعه‌ی جهانی افق جدیدی در کشور گشوده شد. ملت افغانستان مراحل تشکیل اداره‌ی موقت ، دولت انتقالی ، تدویر لویه جرگه‌ی اضطراری ، تصویب قانون اساسی و برگذاری انتخابات دوره‌ی اول و دوم ریاست جمهوری  وپارلمانی را با موفقیت نسبی سپری نمود.

بعد از تشکیل قوای سه گانه‌ی دولت براساس قانون توقع می رفت که زمینه برای تحقق دموکراسی ، تمثیل اداره‌ی ملی ونظام قانونمند  فراهم گردد ، اما نظام ریاستی و تمرکز تمام صلاحیت های دولتی در دست یک فرد ، اتخاذ سیاست های نادرست و عدم توجه به دیدگاه های بزرگ ملی  منتج به ایجاد تفرقه‌ی اجتماعی و بی اعتمادی میان دولت و ملت گردید.

تداوم این سیاست ضمن تضعیف حاکمیت قانون و ایجاد بحران مشروعیت نظام  ، روند توسعه‌ی کشور را نیز صدمه زد و تفاهم میان دولت وجامعه‌ی جهانی را خدشه دار کرد.

تحقق دموکراسی و حاکمیت قانون بدون احزاب فعال سیاسی و نهاد های مدنی ناممکن است ، امری که رهبری حکومت جدا مانع تحقق آن گردید.

اییتلاف ملی افغانستان به مثابه اپوزیسیون بزرگ سیاسی جهت ایجاد تغیر در ساختار نظام، تحقق ارزش های دموکراسی ، حاکمیت قانون مطابق خواست مردم تشکیل گردیده است که اهداف عمده‌ی آن در عرصه های مختلف قرار ذیل است: ...   

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 11:41  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  |