آفات نشونمایی حجره

1-ATROPHY  کاهش در جسامت حجره و کوچک شدن حجم عضو

2-HYPERTROPHYافزایش درجسامت حجره و بزرگ شدن عضو

3-REGENERATION ترمیم ساحه تخریب شده توسط تکثر حجرات 

4-HYPERPLASIAتزاید تعداد حجرات یک نسج  

5-APLASIAعدم تشکل حجره یا نسج  

6-METAPLASI     تبدیل یکنوع حجرات به نوع دیگر جهت تطابق 

7-DYSPLASIAتحول جسامت،شکل ونظم حجرات 

8-ANAPLASIAازبین رفتن خصوصیات ساختمانی وظیفوی حجره  

9-NEOPLASIAتکثر غیرطبیعی ، غیر منظم وغیرقابل کنترول حجرات که به دو نوع   سلیم وخبیث (سرطان ) است .                      

 

مایع نسجی

بیش از دو ثلث بدن را آب تشکیل داده است که از دوقسمت ساخته شده است :

 1ـ مایع داخل حجروی  40 فیصد آب بدن را تشکیل داده است 

 2ـ مایع خارج حجروی 20 فیصد آب بدن را تشکیل داده و  به دوبخش تقسیم شده است :

الف : پلازمای خون 5 فیصد

ب  : مایع بین الخلالی 15 فیصد که مسافه بین حجرات را اشغال و در سرتاسربدن منتشربوده وهمین مایع است که بنام مایع نسجی یا مایع بین الحجروی یاد می شود.

تعریف: مایع نسجی یک محلول آبی وشفاف است که مسافه بین حجرات را فرا گرفته و به طور مداوم تجدید می شود.

منشأ:پلازمای خون عروق شعریه شریانی ــ حجم : چهارم حصه حجم مایعات

سیر :  در فاصله بین حجرات   ــــ  جذب : از طریق عروق شعریه وریدی

وظیفه : آوردن عناصرضروری به حجره وبازگردانیدن مواد فاضله به خون

                                     

تبادله مواد بین عروق شعریه و  حجرات

در جهت شریانی :

الف : فشارهاییکه مایع را از عروق شعریه به طرف انساج می راند:

 1ـ فشارهایدروستاتیک خون 30ملی مترستون سیماب.

2- فشار اوسمتیک نسج 10 ملی متر ستون سیماب 10+30=40

ب : فشار هاییکه مانع عبور مایعات ازعروق شعریه به انساج می گردد.

1- فشار اوسموتیک خون 25 ملی متر ستون سیماب .                       

 2- فشار هایدروستاتیک نسج  8 ملی متر ستون سیماب 25+8 =33 ودر نتیجه  با فشار 7 ملی متر مایع به انساج عبور می کند.

در جهت وریدی : فشار هایدروستاتیک خون 16 و فشار اوسموتیک نسج 10 و مجموعه آن 26 که نمی گذارند خون دوباره داخل اوعیه شود اما فشار اوسموتیک خون 25 و فشارهایدروستاتیک نسج 8 و مجموعه آن33 خون را به طرف اوعیه کش می کند ودر نتیجه با فشار 7 ملی متر ستون سیماب دوباره مایع به اوعیه باز می گردد.

                                     

نسج منضم

تعریف :  نسج منضم از جمله انساج چهارگانه‌ی عضویت است که در سراسر بدن منتشربوده حجرات و اعضاء را بهم وصل می نماید.

نسج منضم از عناصر ذیل ساخته شده است :

1- حجرات مانند فایبروبلاست ، ماکروفاژ ، مست سل ، پلازما سل و...

2- ماده بین الحجروی یا ماتریکس که به دو بخش تقسیم شده است.

الف : رشته ها  مانند رشته های کولاژن، الاستیک و شبکوی

ب   : ماده بدون شکل  که مایع شفاف ولزجی است و بیشتر ازیک نوع

         کاربوهیدریت و هیالورونیک اسید ساخته شده است. 

                

                           حجرات نسج منضم 

فبروبلاست :

از معمول ترین حجرات نسج منضم بوده ، حجره بزرگ ودارای استطاله ها است . سایتوپلازم آن آبی و هسته آن بیضوی شکل است.

فبروبلاست حجره خام و جوان بوده حجره‌ی پخته‌ی آن بنام فبروساییت یاد می شود.

فبروبلاست مسؤول تولید رشته ها و ماده بدون شکل است.

سایر حجرات نسج منضم عبارتند از :

مکروفاژ ، مست سل ، پلازما سل ، حجرات شهمی و حجرات خون.

ماکروفاژها :  این حجرات در حقیقت از مونوسایت ها به میان می آید . زمانیکه مونوسایت ها از خون خارج ودر نسج منضم داخل می شوند اوصاف ساختمانی و وظیفوی آنها تغیر کرده ، جسامت شان بزرگ و در سایتوپلازم شان لایزوزوم ها پدید می آید که در این وقت به نام ماکروفاژ یاد می گردند . وظیفه ماکروفاژها بلع و هضم مواد مختلف ازقبیل باکتری ها، بقایای حجروی و کرویات سرخ پیروفرسوده است.

پلازما سل :حجره‌ی بیضوی شکل بوده،هسته‌ی آن موقعیت محیطی دارد. پلازما سل ازلمفوسیت بی بوجود آمده بامعافیت ارتباط داشته ومسؤول تولیدانتی بادی میباشد.

مست سل : حجره بزرگ داری هسته کوچک وبنابر موجودیت دانه های سایتوپلازمیک که هسته را فرا گرفته مشاهده هسته مشکل است.دانه ها حاوی هستامین وهیپارین بوده حجره به کریوه‌ی سفید خون (بازوفیل ) شباهت دارد.

حجرات شهمی : معمولا چند حجره شهمی در نسج منضم وجود داشته ،اما موقعیکه نسج به طور کامل از حجرات شهمی ساخته شده باشد بنام نسج شهمی یاد می شود.

حجرات خون : یک تعداد حجرات از جریان خون و لمف نیز به نسج منضم مهاجرت نموده ،  و وظیفه اساسی آنها در این محل صورت می گیرد.

 ماده بین الحجروی

در نسج منضم حجرات ازهمدیگر به فاصله دور تر قرار داشته و این مسافه توسط ماده‌ی بین الحجروی اشغال گردیده که از رشته ها وماده بدون شکل ساخته شده است.رشته ها به سه بخش تقسیم گردیده است:

رشته های کولاژن : رشته های سفید رنگ ، طولانی ومقاوم اند که در عضویت نهایت منتشر ودرهنگام کشش وزن زیاد را متحمل می شوند.

تولید رشته های کولاژن با ویتامین سی و پیشرفت سن ارتباط دارد.

رشته های شبکوی :  شکل جال مانند یا شبکوی داشته در نواحی که در دفاع سهم می گیرند(مراکزتولید حجرات خون) دیده می شود.

رشته های الاستیک : رشته های اند که به آسانی کش شده و اگر رها  شوند دوباره به حالت اصلی باز می گردند، وظیفه آن تامین ارتجاعیت اعضایی مانند جلد ، ششها و شرایین می باشد.

ماده‌ی بدون شکل :  ماده‌ی بی رنگ ،شفاف ، متجانس ولزوجی است که محیط مناسبی را فراهم ساخته تا مایع نسجی در آن انتشار و تبادله مواد در آن صورت گیرد . با پیشرفت سن مقدارماده بدون شکل کاهش یافته از این روجلد افراد مسن نازک وچین خورده می باشد.

                                               

وظایف نسج منضم 

ـاستناد ، ارتباط ومحافظه بنیاد اسکلیت ـ عبورخون ازطریق نسج منضم

ـ شحم ، گلوکوز ، آب وثلث پروتین  ـ - انتی بادی ،هستامین و رشته ها

ـ تامین زیبایی توسط مواد شحمی

ـ توسط الیاف نسج منضم

ـ تبادله مواد توسط مایع نسجی

ـ مانع نفوذ باکتری ها ، معافیت بدن      وبلع عناصر اجنبی- support

2 – transport

3-storage

4-secretion

    Mast cell , plasma cell , fibroblast

5- cosmetic

6 – repair

7- exchange substance

8- defence

    Hyaluronic acid , Macrophage , plasma cell

  

التهاب :

میکانیزم دفاعی عضویت است و زمانی به وقوع می رسد که نسج زنده توسط عامل تخریب کننده مانند حرارت ، تشعشع ، برودت ، میکروبها و مواد کیمیاوی مورد حمله قرار گیرد.

علایم مشخص التهاب عبارت است از :

(Pain)1- درد

(redness)2- سرخی

(fever) 3- گرمی

(swelling) 4- پندیدگی

(Loss of function)5- نارسایی وظیفوی    

 

                                              نسج عصبی 

 

نسج عصبی به صورت یک شبکه ارتباطی در سراسر بدن منتشر بوده و از نظر نسجی مرکب است از دو جزء:

1- Neuron  نسج عصبی حقیقی  یا  نیورون

2- Neuroglia نسج عصبی بین الخلالی   

نیورون :

نیورون یا حجره عصبی حجرات نهایت تفریق شده بوده واحد ساختمانی و وظیفوی نسج عصبی به شمارمی رود که در مقابل انگیزه ها واکنش نشان داده ،انگیزه ها را اخذ وازیک ناحیه به ناحیه دیگرانتقال می دهد تعداد نیورونها در انسان حدود 14 بلیون تخمین گردیده ، عده ای فعال و عده ای ذخیروی محسوب می شود . جسامت آنها نظر به اکثر حجرات بدن بزرگ بوده   120 – 5  میکرومتر قطر و از نظر طول نیز تا حد اکثر یک متر در عضلات پا می رسد. شکل نیورون ها مختلف بوده و به اشکال مدور، بیضوی ، دوک مانند ، ستاره ای یا منشوری دیده می شوند. از نظر ساختمان نیورون ها به صورت عموم از دو قسمت ساخته شده است :

1- جسم حجره که مرکز تحریک است .

2- استطاله ها که عوامل ارتباطی اند . 

                    

                                   جسم حجره عصبی         

قسمت محجم بوده انگیزه ها را اخذ می نماید و مانند هر حجره دیگر متشکل است از غشاء ، هسته وسایتوپلازم .

ساختمان عمومی غشاء  مانند غشای سایرحجرات بوده اما درمحل اتصال دو نیورون(ساینپس) ضخیمتر است.

هسته نیورون بزرگ وکروی بوده در مرکز حجره جا دارد و اکثر یگانه

می باشد.

سایتوپلازم حجره عصبی به نام نوروپلازم یاد شده ، برعلاوه سایر ساختمان های سایتوپلازمیک نوروفبریل  و نیسل بادی را احتوا می کند. نیوروفبریل به صفت اسکلیت داخلی حجره عمل نموده عامل استوار نگهدارنده است اما نیسل بادی پروتین حجره را افراز نموده به حیث  آر. ای. آر  و رایبوزوم  عمل می کند.

                         استطاله های حجره عصبی

استطاله حجره  یا زواید سایتوپلازمیک رشته های کوتاه یا طویلی اند که از جسم حجره منشاء  گرفته و در حقیقت امتداد حجره بوده بعضا طول آنها چندین  برابر حجره مربوطه می باشد.استطاله ها به دو دسته تقسیم شده اند:( دندرایت واکسون )

دندرایت :

اصطلاح دندرایت به معنی درخت است چون هر قدرازجسم حجره دورتر می گردد ، باریکتر شده ومانند درخت به شاخه ها تقسیم می شود.  سطح خارجی دندرایت ها نامنظم بوده و توسط ساختمان های خارمانند یا برس مانند ستر گردیده که اعضای ساینپتیک به شمار می روند. دندرایت ها برخلاف اکسون  برهنه بوده ، ضخامت نا متجانس دارند. هر حجره چند قطبی یک اکسون داشته در حالیکه تعداد دندرایت های آن متعدد می باشد. دندرایت ها سیاله را به جسم نیورون انتقال می دهد یعنی موصله یا  (آورنده )  بوده و سیر سیاله به طرف جسم  حجره می باشد.

  

اکسون :

اکسون استطاله ای است که از جسم نیورون منشاء گرفته سیاله عصبی را انتقال می دهد. غشای حجروی اکسون را  اکزولیما  و سایتوپلازم  آن را اکزوپلازم  یاد می نمایند که حاوی نوروفبریل و مایتوکاندریا بوده اما فاقد نیسل بادی است. نیورون ها فقط یک اکسون دارند  که قطر و طول  آنها متفاوت است اما اکثرا طولانی اند . به طورمثال طول اکسون نیورون که که در نخاع جا داشته و به عضلات پا منتهی می گردد به 100 سانتی متر می رسد . با وجود آن چون نیورونها دارای دندرایت های متعدد است طول مجموعی دندرایت ها بیشتر از اکسون همان نیورون می باشد.  گاهی  از اکسون شاخه های فرعی یا جانبی به زاویه قایمه جدا می شود اما  بعضا اکسون بدون شاخه فرعی امتداد یافته سر انجام به شاخه هایی  که منظره متورم دارد و بنام  (تیلودندرایت) یاد می شود ختم می گردد. اکسون سیاله هارا از جسم به محیط انتقال داده یعنی مرسله یا ( بَرنده) است و سیر سیاله ها از جسم به طرف محیط است.

پوش های اکسون: اکسون برخلاف دندرایت ها برهنه نبوده بلکه مانند سیم برق توسط دو پوش به نام های  پوش میالین و پوش شوان  ستر  شده اند. اکسون وپوش های آنرا  لیف عصبی یا رشته عصبی می نامند.   پوش ها  وظایف تغذیوی  و محافظتی حیاتی دارند.

انواع نیورون :

نیورون ها از نظر مورفولوژی ، طول اکسون ، وخصوصیات وظیفوی از هم فرق دارند. بادر نظر داشت اوصاف متذکره نیورونها به گروپ های ذیل تصنیف شده است:

ازنظر تعداد استطاله ها :

1- حجرات یک قطبی که صرف یک استطاله یعنی یک اکسون دارد.

2- حجرات دوقطبی: دریک قطب دندرایت ودر قطب دیگر اکسون دارد

3- حجرات یک قطبی کاذب که درحقیقت  دو قطبی اند اما به تدریج استطاله ها تغیر محل داده در یک طرف حجره باهم یکجا می گردد.

4- حجرات چند قطبی: 90 درصد نیورون ها را تشکیل داده دارای چندین دندرایت و یک اکسون می باشد.

ازنظر طول اکسون :

1- گلجی نوع یک : جسم حجره درماده‌ی  خاکستری سیستم عصب مرکزی است .

2- گلجی نوع  دو : جسم  و اکسون حجره در ماده‌ی  خاکستری است.

از نظر وظیفه :

1- حجرات حسی که نیورون های یک قطبی کاذب بوده در خارج سیستم عصب مرکزی جا داشته حجرات موصله اند.

2- حجرات حرکی که نیورون های چند قطبی بوده در داخل سیستم عصب مرکزی قرار داشته حجرات مرسله اند.

3- نیورون های بین البینی : چند قطبی بوده در سیستم عصب مرکزی در مسافه بین نیورون های حسی وحرکی جا داشته وظیفه آن اتصال هر دو نیورون حسی وحرکی می باشد.

حیات عقلی وابسته به نیورون های بین البینی می باشد که به صورت یک ترانسفارمر برقی سیاله را تجزیه ، تحلیل و تقویه نموده و آنرا انتقال می دهد.

باید گفت که نیورون ها هیچگاه انقسام نمی کنند و اگر تخریب شوند دوباره به وجود نمی آیند ، اما استطاله های نیورون در صورت که جسم نیورون سالم باشد مجددا ترمیم می گردند.

 نیوروگلیا :

در اکثر حصص بدن استناد توسط ماده بین الحجروی نسج منضم تأمین می گردد ،  اما   در نسج  عصبی  این وظیفه را نیوروگلیا انجام  می دهد. نیوروگلیا صرف از حجرات ساخته شده ،  با یکدیگر ساینپس نساخته و تعداد  شان  به تناسب  نیورون ها بیشتر است  ( 10:1 ) ولی  چون جسامت شان کوچکتر است تقریبا نصف حجم مجموعی نسج عصبی را تشکیل می دهد.

وظایف:

1-  تولید میالین

2- عملیه فاگوسایتوز

3- استناد نیورون

4-تبادله مواد بین نیورون ومحیط

5-ترمیم

6- پرکردن خلاء های بین نیورونها

7-فضای مساعد بین رگهای خون

8-تغذیه و محافظه

 نهایات عصبی :

استطاله ای که از جسم نیورون منشأ می گیرد پس از طی مسافه ای به نیورون و یا به یکی از انساج دیگر (اپیتیل ، منضم و عضله ) یعنی با اعضای محیطی منتهی می شود که به سه نوع اند:

1- استطاله یک نیورون به نیورون دیگر ارتباط برقرار نموده ساینپس یاد می گردد.

2- استطاله نیورون از محیط به طرف مرکز متوجه ، از نوع دندرایت بوده حسیت را تأمین می نماید.

3- استطاله نیورون از مرکز به طرف محیط متوجه ، از نوع اکسون بوده حرکت را تأمین می نماید.

ساینپس :

از کلمه یونانی گرفته شده ، مفهوم به خود نزدیک کردن یا در آغوش گرفتن را افاده می کند  ولی از نظر تعریف ساینپس محل اتصال وظیفوی  نیورون ها است.

فزیولوژی رشته عصبی :

1- قابلیت تخریش : رشته عصبی در مقابل انگیزه ها از خود عکس العمل نشان می دهد.

2- قابلیت انتقال : عصب تنبیه وارده را در طول عصب انتقال می دهد.

3-صفحه عاصی : عصب بعد از تنبیه برای مدت کوتاه تنبیه ثانوی را نمی پذیرد و این زمان به نام صفحه عاصی یاد می شود.

4- حساسیت : عصب در شرایط مختلف مثلا کمی اکسیژن و بیحس کننده ها به درجات مختلف حساسیت نشان می دهد.

5- قانون تام یا هیچ :  تنبیه  وارده به عصب باید دارای شدت وپوتانسیل کافی باشد تا توسط اعصاب اخذ و  در سراسر لیف عصبی عبور کند، اما  در صورت ناکافی بودن تنبیه عصب به آن اجازه عبور نمی دهد. این ویژگی رشته عصبی  قانون  ( یا همه یا هیچ ) یاد می گردد. 

 

                                          نسج عضلی

نسج عضلی یکی از انساج چهارگانه عضویت بوده که مسؤول حرکات ارادی وغیر ارادی بدن می باشد. واحد ساختمانی نسج عضلی رشته‌ی  عضلی  نام گرفته که در حقیقت همان حجره عضلی می باشد و مانند هر حجره دیگر از هسته و سایتوپلازم ساخته شده است.

وظیفه اصلی نسج عضلی  ” تقلص ” است یعنی رشته‌ی عضلی مانند رشته‌ی عصبی انگیزه های برقی را دریافت نموده ودر مقابل آن جواب می گوید اما بر خلاف نسج عصبی ، عضلات انگیزه را انتقال داده نمی تواند.

غشای حجره‌ی  عضلی به نام  سرکولیما ، سایتوپلازم  آن  به نام  سرکوپلازم ، مایتوکاندریای آن بنام  سکروزوم  و اندوپلازمیک ریتیکولم  آن به نام

سرکوپلازمیک ریتیکولم یاد  می شود.

نسج عضلی به سه نوع تقسیم شده است:

1- عضله خط دار اسکلیتی

2- عضله خط دار قلبی

3- عضله ملساء یا لشم

  عضله خط دار اسکلیتی :

چون این نوع عضله با استخوانها وصل بوده و مسؤول حرکت استخوان های اسکلیت است و از جانب دیگر دارای خطوط وتحت اراده‌ی انسان می باشد بنام عضله مخطط ارادی اسکلیتی یاد می شود. عضله‌‌ی اسکلیتی  در  زمان استراحت خفیفا متقلص بوده و این حالت به نام مقویت یا    ” تُن عضلی ”   یاد می گردد ، اما اگر عصب مربوط قطع  گردد مقویت  عضله‌ی  مذکور نیز از بین می رود.

عضلات اسکلیتی از بندل های  منظم حجرات ساخته  شده اند  که  اجزای  ساختمانی آن از بزرگ  به  کوچک قرار ذیل است :              

 عضله -  بندل یاحزمه‌ی عضلی  -  رشته یا حجره‌ی عضلی – مایوفبریل    دو نوع مایوفبریل وجود : یکی اکتین ودیگری میوزین که لغزیدن این رشته ها به روی همدیگر بعد از تحریک توسط عصب مربوطه و به کمک کلسیم  سبب ایجاد تقلص می گردد  یا به عبارت دیگر هیچ نوع  تغیری در طول رشته های اکتین و میوزین رخ نداده  بلکه رشته های نازک اکتین به روی رشته های ضخیم میوزین می لغزند.

تعصبیب عضلات اسکلیت :

حجرات عضله‌ی اسکلیتی دارای دو نوع عصب است : اعصاب حسی که توسط دوک عصبی عضلی و عصب حرکی که توسط  صفحه نهایی حرکی تأمین می گردد.

1- صفحه نهایی حرکی : اکسونی که از نیورون منشاء می گیرد به شاخه های متعدد تقسیم شده و به حجره عضلی منتهی می گردد.  تعداد حجرات عضلی که به وسیله یک رشته عصبی تعصیب می گردد در تمام اعضاء  یکسان نبوده وابسته به دقت و ظرافت حرکات عضو مربوطه می باشد. مثلا در انگشتان و چشم به  نسبت 1:1  و در عضلات اطراف  1:100  است.

 2- دوک عصبی عضلی : حجرات عصبی  داخل دوک با سایر حجرات عضلی موازی سیر نموده وقتیکه رشته ها تقلص نموده وتغیر شکل داد نهایات عصبی را تحت فشار قرار داده ، حسیت به دماغ انتقال و وضعیت یا حرکت دلخواه تأمین می گردد.

میکانیزم تقلص :

تقلص به امتداد محود طولانی رشته عضلی صورت می پذیرد.در اثر تنبیهی که به عضله وارد می شود ، محور طولانی رشته‌ی عضلی کوتاه تر شده و دو نهایت آن بهم نزدیکتر می گردد.  نظریه ای  که اکنون در مورد  تقلص ارایه گردیده  و از طرف تمام مؤلفین پذیرفته شده است  عبارت از لغزیدن رشته ها بروی همدیگر  می باشد و در آن ایضاح گردیده است که هیچ تغیری در طول رشته های اکتین و میوزین رخ نداده  بل در اثنای تقلص رشته های نازک اکتین به روی رشته های میوزین می لغزند.

عواملی که برای تقلص ضروری اند :

1- موجه که سبب دیپولرایزیشن گردد.

2- آیون کلسیم

3- انرژی که از منابع آ.تی.پی  ، فوسفو کریتینین و گلایکوجن تهیه می شود.

                                              عضله‌ی ملساء یا لشم

عضله‌ی ملساء یا لشم بنام عضله‌ی غیرارادی و بدون خط نیز یاد می گردد چون چون از یک طرف تحت اراده‌ی شخص نبوده و توسط اعصاب خودکار اداره می گردد و از طرف دیگر در حجره‌ی عضلی آن خطوط عرضانی دیده نمی شود. شکل حجروی عضله‌ی لشم طویل و دوک مانند بوده ، دو انجام آن باریک و وسط آن ضخیم تر است ، اما در زمان تقلص حجره‌ی عضلی بیضوی می گردد.

به صورت عموم عضلات لشم در دستگاه های دوران ، گوارش ، بولی ، تناسلی ، تنفسی  و حواس توزیع  یافته است که  تحرکیت ، انقباض و انبساط ، توزیع خون ، عکس العمل و اداره غدوات درون ریز را تأمین می کند.

به اساس تعصیب ، عضلات لشم به دو گروه تقسیم شده است.

1- نوع تک واحدی : درین نوع حجرات برای هر حجره ، رشته‌ی عصبی جداگانه وجود دارد و تقلصات سریع و همزمان می باشد. مثلا در حدقه‌ی چشم

2- نوع چند واحدی : درین نوع حجرات یک رشته‌ی عصبی چندین حجره عضلی را تعصیب نموده  تقلص بطی تر ، دوامدارتر و تدریجی است.  مثلا  در امعاء

                                            عضله‌ی قلبی

قلب عضله‌ی غیر ارادی و خط دار بوده به صورت منظم و خودکار تقلص می کند. عضله‌ی قلب نهایت پیشرفته  و دارای  ویژگی های مخصوص به خود است و با عضلات اسکلیت فقط از نظر خط دار  بودن  وجهِ مشترک دارد. حجره‌ی عضلی قلب شکل نامنظم داشته ، دارای 2-1 عدد هسته بوده و هسته در وسط حجره قرار دارد.

حجرات عضلی قلب تنظیم بنفسهی و ارادی داشته هر حجره خودش نظم خود را برقرار می سازد ، اما چون حجرات باهم ارتباط  وظیفوی دارند به صفت یک مجموعه‌ی واحد عمل می کند.

چون حجرات عضله‌ی قلبی انقسام نمی کنند وحجرات جدید به میان نمی آید ، بنابر آن بزرگ شدن قلب دلالت به هایپرتروفی نموده نه هایپرپلازی  وتخریبات نسج عضلی توسط نسج منضم صورت می گیرد.

                                                   خون

تعریف

خون یکی از اشکال نسج منضم بوده و مایعی است که در یک سیستم بسته  بنام دوران به صورت منظم و یکطرفه جریان داشته و توسط تقلصات منظم عضله‌ی قلب به داخل رگها رانده می شود.

اجزای خون

به صورت عموم خون متشکل است از:

1- قسمت جامد یا حجرات خون که عبارتند از اریتروسایت یا حجرات سرخ خون ، لیکوسایت یا حجرات سفید خون و پلاتلت ها  یا صفحات دمویه

2- قسمت مایع یا ماده‌ی بین الحجروی خون که بنام پلازما یاد می شود.

حجم خون

حجم مجموعی خون دورانی تقریبا 7 فیصد وزن بدن بوده و مقدارآن در یک  شخص کاهل 5 لیتر است. حجم خون در اطفال متغیر بوده چنانچه در هنگام تولد 330 سی سی و در یکسالگی 800 سی سی است.

وظایف خون

خون در بدن انسان وظایف حیاتی را به عهده داشته در عملیه تنفس ، تغذی ، اطراحِ مواد میتابولیک ، انتقال هورمون ها ، دفاع و تولید انتی بادی ، تنظیم حرارت ، تعادل اسید و قلوی و موازنه‌ی آب حصه می گیرد.

                                    حجرات سرخ خون

حجرات سرخ خون به نام اریتروسایت وکریوات سرخ  نیز یاد می گردد. اریتروسایت قبل از تولد در کبد و طحال و بعد از تولد در مغز استخوان ساخته می شود. اریتروسایت قدرت حرکت نداشته و حرکت آن وابسته به جریان پلازما است که در شرایط طبیعی هیچگاه خارج  از دوران خون به نظر نمی رسد.

شکل : حجرات سرخ از کنار به صورت مقعرالطرفین ظاهر شده در حالیکه از قدام منظره دایروی دارد. کریوه سرخ وصف الاستیکی داشته وهنگام عبور از اوعیه به سهولت تغیر شکل می دهد.در شرایط مرضی به اشکال مختلف (کروی ، هموار، داس مانند و بیضوی) ظاهر می شوند.این اشکال غیر طبیعی آنرا به نام پویکیلوسایتوزس یاد می نمایند.

جسامت : جسامت حجرات سرخ خون تقریبا ثابت بوده 7.2 مایکرومتر قطر و 2-1 مایکرومتر ضخامت دارند.اگر جسامت شان طبیعی باشد به نام نورموسایت ، اگر از حد طبیعی بزرگتر باشد (در کمبود ویتامین بی 12 ) به نام مکروسایت و اگر از حد طبیعی کوچکتر باشد (در کمبود آهن ) به نام مایکروسایت یاد می شود. در اکثر کمخونی ها حجرات سرخ به جسامت های مختلف در خون ظاهر گردیده و به نام انیسوسایتوزس یاد می گردد.

تعداد : تعداد طبیعی کریوه سرخ بین 6-4 میلیون فی ملی متر مکعب تعین شده است . اگر شمار حجرات کاهش یابد کمخونی یا انیمی و اگر افزایش یابد پُرخونی یا پولی سایتومی گفته می شود.

اوصاف مورفولوژیک و هستوفزیالوژی 

کریوه سرخ در مراحل ابتدایی یعنی در اعضای خونساز به صفت یک حجره‌ی حقیقی و تکامل یافته یعنی دارای هسته وارگانل های می باشد، اما قبل از داخل شدن به دوران ، هسته‌ی خود را از دست می دهد. دریکتعداد حجرات سرخ خون نقاط آبی یا سبزرنگ به نظر می رسد که به صورت یک شبکه ظریف آبی رنگ معلوم می شود. این کریوات جوان به نام ریتیکولوسایت یاد شده و یک فیصد کریوات سرخ را تشکیل می دهند. بعد از 24 ساعت این کریوات از مغز استخوان به دوران خون داخل و پخته می شود که به نام اریتروسایت یاد می گردد.

حجرات خام و کریوات سرخ پخته را مجموعاَ به نام اریترون یاد کرده واز دو قسمت تشکیل شده اند :

1- قسمت مغز استخوان که مرکب از حجرات خام هسته دار و 99  فیصد ریتیکولوسایت ها است.

2- قسمت دورانی که مشتکل از کریوات سرخ پخته و یک فیصد ریتیکولوسایت ها می باشد.

پخته شدن کریوات سرخ خون در مغز استخوان یک هفته را دربر گرفته و بدون وقفه در دوران خون داخل و 120 روز وظیفه خود را آنجا انجام داده و سرانجام توسط ماکروفاژهای طحال تخریب می گردند. باید دانست که 33 فیصد حجم کریوه سرخ را هیموگلوبین تشکیل می دهد.

                                 حجرات سفید خون

حجرات سفیدخون به نام لوکوسایت نیز یاد شده ، حجرات حقیقی ودارای هسته اند.هسته وسایتوپلازم لوکوسایت ها منظره‌ی وصفی داشته، از سایر عناصر خون وبه طور کلی از دیگر حجرات بدن به سهولت تفریق شده می توانند.

مقایسه حجرات سرخ و سفید خون

1- تعداد حجرات سفید کم بوده تناسب آن با حجرات سرخ 600 : 1 است.

2- تعداد کریوات سفید ثابت هم نبوده تحت شرایط مختلف فرق می کند.

3- اریتروسایت مقعرالطرفین اما  لوکوسایت کروی شکل است.

4- لوکوسایت حجره هسته دار اما  اریتروسایت بدون هسته است.

5- لوکوسایت در نسج منضم حرکت فعال آمیبویید دارد.

6- عمراریتروسایت  120 روز اما عمر لوکوسایت بسیار کمترازآنست.

7-کریوات سفید برعلاوه مغز استخوان در اعضای لمفویید نیز تولید میگردند. 8- حجرات سرخ خون وظایف خود را در دوران ، اما حجرات سفید خون در نسج منضم اجرا می نمایند.

تصنیف حجرات سفید :

حجرات سفید خون به طور کلی به دو دسته تقسیم شده اند:

 الف : گرانولوسایت ها یا حجرات دانه دار که از مغز استخوان منشاء گرفته ، سایتوپلازم آنها دانه دار بوده وهسته‌ی شان به قطعات متعدد و مختلف الشکل تقسیم شده است. گرانولوسایت ها نظر به خاصیت رنگ پذیری دانه ها به سه دسته تقسیم شده اند.

1- ایزونوفیل : حجراتی اند که دانه های آن با رنگهای تیزابی رنگ گرفته و به رنگ سرخ یا نارنجی ظاهر می شوند.

2- بازوفیل : حجراتی اند که دانه های آنها با قلوی رنگ آمیزی شده و به رنگ آبی پدیدار می گردند.

3- نوتروفیل : حجراتی اند که نه وصف تیزابی ونه وصف قلوی داشته بلکه خصوصیت بین البینی را اختیار می کنند.

ب : اگرانولوسایت ها یا حجرات بی دانه که در سایتوپلازم شان دانه ها به مشاهده نرسیده و نظر به اوصاف مورفولوژیک و وظیفوی به دو دسته تقسیم شده اند.

1- لمفوسایت ها : حجرات اند که دردو محل یعنی مغز استخوان و اعضای لمفاوی ساخته شده و انتی بادی تولید می نمایند . لمفوسایت ها نظر به اینکه در دو عضو تایمس و بورسا پختگی و اختصاص وظیفوی حاصل می نمایند به ( تی لمفوسایت و بی لمفوسایت ) تقسیم  شده اند.

2- مونوسایت :  در مغز استخوان ساخته شده ، پس از  3-1 روز در دوران خون داخل و در آنجا  36 ساعت را سپری می نماید. مونوسایت در دوران خون غیر فعال بوده  و زمانیکه به نسج منضم اعضای مختلف مهاجرت می کند به ماکرو فاژ تبدیل می گردد.

تعداد کریوات سفید و فیصدی انواع آن ( نگاه به جدول )

تعداد کریوات سفید به تناسب کریوات سرخ بسیار کم بوده در یک شخص کاهل و سالم 9-5 هزار فی ملی متر مکعب در نوسان می باشد ، اما این عدد در سنین مختلف یکسان نبوده در موقع تولد

 20-15 هزار بوده و تدریجاَ از تعداد آن کاسته شده تا آنکه به سویه‌ی شخص کاهل می رسد. اگر تعداد حجرات سفید خون از 11 هزار بیشتر شود لوکوسایتوزس و اگر تعداد آنها از 4 هزار کمتر گردد لوکوپینی گفته می شود.

              

افزایش مرضی

فیصدی نورمال

نوع لوکوسایت

التهاب حاد

% 65 - 55

نوتروفیل

الرژی و پارازیت ها

% 3– 1

ایزونوفیل

آب چیچک

% 1

بازوفیل

سیاه سرفه

% 35- 20

لمفوسایت

توبرکلوز

% 8– 3

مونوسایت

هستوفزیالوژی حجرات سفید خون :

کریوات سفید خون وظیفه‌ی اساسی خویش را که دفاع از عضویت است به دو شکل انجام می دهد :

1- دفاع مستقیم یا دفاع حجروی

2- دفاع غیر مستقیم یا معافیت ، دو نوع عکس العمل معافیتی تشریح شده است :

الف : معافیت خلطی که انتی بادی افراز و به دوران فرستاه می شود.

ب : معافیت وسط حجروی که مواد اجنبی و مهاجم توسط عملیه‌ی فاگوسایتوزس و سایتوتوکسیک از بین برده می شود.

مراحل وظیفوی لوکوسایت ها :

1- قطار شدن یا صف بستن در جدار اوعیه ( مارجینیشن )

2- عبور لوکوسایت ها از جدار عروق شعریه (دیاپیدیسز)

3- حرکات آمیبویید

4- کشش به سمت حرکت ( شیموتاکسز)

5- بلع مواد اجنبی ( فاگوسایتوزس )

                                                صفیحات دمویه

 تعداد صفیحات دمویه در دوران خون 300-150 هزارفی ملی متر مکعب تخمین گردیده ، و چون نهایت شکنند بوده و به آسانی با  همدیگر وعناصر مجاور می چسپد شمار دقیق آنها مشکل است .اگر تعداد پلاکت ها از 100 هزار فی ملی متر مکعب کمتر گردد به نام  ترومبوسایتوپنی  و اگر از حد طبیعی افزایش یابد ترومبوسایتوزس یاد می گردد . وظیفه اساسی صفیحات خون توقف خونریزی (هیموستاز) است که در هنگام خونریزی اهمیت حیاتی دارد. طول عمر صفیحات دمویه 10 روز است.

                                                   پلازمای خون

 پلازما مایعی است 55 فیصدحجم مجموعی خون را تشکیل می دهد. زمانیکه خون لخته می شود ،اگر قسمت لخته شده برطرف گردد مایعی زردرنگی باقی می ماند که به نام سیروم  یاد می شود.

 پلازما حاوی 92-90 فیصد آب و 10-8  فیصد مواد جامد از قبیل پروتین ها  ( البومین ، گلوبولین و فبرینوژن ) ، نمک های معدنی ، مرکبات عضوی   ( ویتامین ها ، هورمون ها ، امینواسیدها ، و لیپید ها ) و گلوبولهای   کوچک می باشد.                

                                      (  پایان بحث هستالوژی  کابل ۱۱ / ۹ / ۱۳۹۱  )

                                            دکتر سید علی  موسوی   سنگلاخی

باید به ابرهاي سترون داد زد : 

 از چي آبستن نمي شوند؟           

لام تا کام زمين خشكيده ! 

 نر و مادينه  ؛ از تعفن گنديده ، از عطش تركيده ،        

 اي باران ما به آخر خط رسيده ایم. ( دکتر موسوی )

****

واه باران ! بس که پچ پچ می کند گنجشک وار.

از زناقم آبِرو جاریست ،              

آبرو در فصل باران می رود از دست ! (دکتر موسوی)

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 11:5  توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)  |