قطره ای از بحر مثنوی(1)
* گفت پیغمبرکه هرکه سرنهفت
زود گردد با مراد خویش جفت
دانه چون اندر زمین پنهان شود
سر آن سرسبزی بستان شود
* دشمن طاووس آمد پر او
ای بسی شه را بکشته فر او
گفت من آن آهوم کز ناف من
ریخت این صیاد خون صاف من
ای من آن روباه صحرا کز کمین
سر بریدندش برای پوستین
ای من آن پیلی که زخم پیلبان
ریخت خونم از برای استخوان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 11:32 توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)
|
در مجموع آثار توشتاری دکتر سید علی موسوی را در بر دارد.