نا زنین
نازنین
جلوه هایت بیشمار و چهره ات پنهان چــرا؟ گاه سر تا پا حجاب و گاه تن عریان چرا ؟
تا گذشتم ازکنارت غرق در دریای شــرم پرزه بارانم نمودی پیش اغیاران چرا ؟
خوب میدانی که باجان میخرم کالای عشق اینقدر بازار تیزی با خریداران چـــرا ؟
"نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم " دیگر اکنون باجوانان ناز کن پیران چــرا ؟
خود مرا چون کودکی بردی بپای قندخویش گوشمالی می دهی این کودک نادان چرا؟
کس ندیده درجهان اینگونه ب ازی با کسی اشتهای خوردن وگفتن مخور! اینسان چرا؟
شهریارانند میدان دار بزم شعر چــــون ؟ "موسوی "را کس نمی ماند درین میدان چرا؟
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 13:24 توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)
|
در مجموع آثار توشتاری دکتر سید علی موسوی را در بر دارد.