آیه های عشق
آیه های عشق
کوزه گری دیدم ؛ پیکر تراشی
که پُرمی گفت و بسیار می آفرید
خدایی بود آیینه به دست ،
دامنش پررنگ و چرکین
ولبانش پُرِ ماژیک های رنگین...
نقاش سخنگویی بود .
کوله بارش سنگین از قاعده های آفرینش
هرسو می رفت ، می آفرید
وانگار هستی در دست های کوچکش می چرخید.
شاعری بود عین خودم ؛
خدایی دنبال خدایی
در جستجوی من،
دنبال خودش
برای گمشده اش سرود زندگی می خواند
وگاهی آیه های عشق را زمزمه می کرد.
کابل ، 21 / 9 / 1391
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 12:19 توسط دکترسیدعلی موسوی سنگلاخی (چکاوک)
|
در مجموع آثار توشتاری دکتر سید علی موسوی را در بر دارد.